| باسمه تعالي
ويژه نامه
ايّام شهادت امام حسين (عليه السّلام)
و ياران باوفايش
امام حسين عليه السلام در کلام خداوند متعال
امام حسين عليه السلام نگهبان وحي
بي ترديد مهم ترين دست آورد قيام امام حسين عليه السلام حفظ و تحکيم احکام اسلام است؛ چرا که اگر حماسه عاشورا نبود به سبب تحريفاتي که سردمداران حکومت هاي جائر در مباني اسلامي ايجاد کرده بودند امروز از حقيقت اسلام اثري نمي ماند. به حق بايد گفت «الاسلام محمديّ الحدوث و حسينيّ البقاء» است؛ يعني ديني که حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم از طرف خداوند آورد، به ياري فداکاري هاي امام حسين عليه السلام زمينه بقا و استمرارش فراهم شد. خداوند متعال در حديث قدسي خطاب به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايند: «اي محمّد من حسين را نگهبان وحي قرار دادم و او را با شهادت عزيز و گرامي داشتم»، و اين مؤيد صادقي بر اين مدعا است.
امام حسين عليه السلام و آيه تطهير
به اتفاق علماي شيعه و سني مفهوم اهل بيت در آيه: «انّما يريدُ اللّهَ لِيُذهِبَ عنکم الرِّجْسَ اهلَ الْبَيْتِ و يُطهّرکُم تطهيرا» شامل امام حسين عليه السلام نيز مي شود. علامه «بهجت افندي» از علماي اهل سنت در اين باره مي نويسد: «امّت اسلامي بر اين مطلب متفقند که اين آيه در شأن پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و علي عليه السلام و فاطمه عليه السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نازل شده است» از ام سلمه نقل مي کنند که گفته است: «اين آيه در منزل من بر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم نازل شد و رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم مصداق آن را علي و فاطمه و حسن و حسين عليهماالسلام ذکر کردند. من عرض کردم آيا من نيز مصداق اين آيه هستم؟ حضرت فرمودند: تو در طريق خير و منزلت خاصّ خودت قرار داري؛ اما مصداق اهل بيت نيستي».
صالحين در قرآن و حسين عليه السلام
در تفسير آيه 69 سوره نساء که مي فرمايد: «... پيامبران و صِدّيقان و شهدا و صالحان کساني هستند که خداوند متعال نعمت خود را بر آنان تمام کرده است، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: «منظور از پيامبران در اين آيه منم و منظور از صِدّيقان برادرم علي عليه السلام و منظور از شهدا عمويم حمزه و منظور از صالحان دخترم فاطمه عليه السلام و فرزندانش حسن و حسين عليه السلام است».
امام حسين و آيه «ذوي القربي»
خداوند متعال در قرآن کريم به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم چنين دستور مي دهد: «به مردم بگو در امر رسالت مزد و اجري از شما نمي خواهم، جز اين که به ذوي القربي مودّت و محبّت داشته باشيد». مفسران در تفسير «ذوي القربي» مي نويسند: منظور از «ذوي القربي» علي و فاطمه عليه السلام و فرزندان آن دو هستند. حتي از بسياري از علماي اهل سنت نقل شده که منظور پيامبر از «قُربي»، علي عليه السلام و فاطمه عليه السلام و دو پسر آن دو است و پيامبر اين عبارت را براي آن که کاملاً در اذهان بماند سه مرتبه تکرار نمودند.
امام حسين عليه السلام و آيه احکام
علي عليه السلام و خانواده اش در زمان حيات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم به عنوان اداي نذر سه روز روزه به جاي آوردند. هنگام افطار در هر سه روز نيازمندي به آنها مراجعه کرد و از آنها درخواست غذا کرد که هر سه بار مورد اجابت علي عليه السلام و خانواده اش قرار گرفت. هنگامي که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم از ضعف و زرديِ رنگ ايشان پرسيد، اين آيه نازل شد: «يُطعمونَ الطَّعامَ علي حبُّه مسکينا و يتيما و اسيرا؛ اين بزرگواران در راه رضاي حق تبارک و تعالي مسکين و يتيم و اسير را اطعام مي کنند». و بدين سان خداوند علي، فاطمه حسن و حسين عليهماالسلام را مي ستايد که چگونه با وجود نياز به غذا، آن را در راه رضاي خالق خود به بندگان ديگر او هديه مي کنند.
امام حسين عليه السلام در کلام اهل بيت عليه السلام
جايگاه امام حسين عليه السلام در قلب پيامبر(ص)
عمران بن حصين مي گويد: روزي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم به من فرمودند: «اي عمران هرچيزي در دل جايگاهي دارد، اما هيچ چيز همانند اين دو جوان (امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام ) در قلب من از منزلت برتر و بيشتري برخوردار نيست». عمران مي گويد: عرض کردم يا رسول اللّه چه چيزي موجب شده است که اين همه آن دو بزرگوار را دوست مي داريد؟ حضرت فرمودند: «اي عمران آنچه بر تو پوشيده است بسيار بيشتر از آني است که به آن اطلاع پيدا کرده اي، خداوند متعال به من دستور داده است که اين دو را دوست داشته باشم».
حسين عليه السلام ، عروة الوثقاي الهي
امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم نقل مي کنند که آن حضرت فرمودند: «هرکس بخواهد به عروة الوثقي ـ که خداوند متعال در قرآن فرموده است که هرگز گسسته نمي شود ـ چنگ بزند بايد علي عليه السلام و فاطمه عليه السلام و امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام را دوست بدارد؛ زيرا خداوند متعال در عرش عظمت و جلال خود آنها را دوست مي دارد».
حسين عليه السلام ، مشعل هدايت و کشتي نجات
نقل شده است که روزي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم به امام حسين عليه السلام که از در وارد شدند فرمودند: «خوش آمدي اي زينت آسمان ها و زمين!» يکي از حاضران به نام اُبيّ بن کعب [با تعجب] عرض کرد. يا رسول اللّه، آيا جز شما کسي ديگر هم زينت آسمان ها و زمين محسوب مي شود؟ رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: «اي ابيّ بن کعب، سوگند به آن که مرا به حقّ به پيامبري مبعوث کرد، همانا حسين بن علي عليه السلام در آسمان ها از روي زمين بيشتر شناخته شده است. نام او در عرش الهي اين گونه نوشته شده است: اِنّ الحُسينَ مِصباحُ الهُدي و سفينةُ النّجاة؛ همانا حسين مشعل هدايت و کشتي نجات است».
حسين عليه السلام ، امانت پيامبر اکرم(ص)
وقتي مردم به منظور بيعت با علي بن ابيطالب عليه السلام به آن حضرت مراجعه کردند، آن حضرت از جمله کارهايي که انجام دادند اين بود که امام حسن و امام حسين عليه السلام را در بر گرفته رو به طرف مردم کردند و فرمودند: «اي مردم شاهد باشيد و گواهي بدهيد که اين دو، فرزندان پيامبرند و وديعه هايي هستند که آن حضرت آنها را در بين شما به جاي نهادند و از شما خواسته اند که آنها را حفظ کنيد. اينک من نيز اين دو را به عنوان امانت به شما مي سپارم. از آنها به طور کامل مراقبت کنيد و بدانيد که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم در روز قيامت از شما درباره حفظ اين دو وديعه اش پرسش و بازخواست خواهد کرد».
امام حسين عليه السلام ، سرور و سيّد جوانان بهشت
علماي شيعه و سني در چندين مورد از جابر بن عبد الله انصاري روايت کرده اند که مي گويد: من بارها از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم درباره حسين بن علي عليه السلام شنيدم که مي فرمودند: «کسي که دوست دارد به سرور جوانان اهل بهشت نگاه کند و او را بشناسد به حسين بن علي عليه السلام نگاه کند» و در روايت ديگر از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله وسلم روايت شده است که: «حسن و حسين عليه السلام سروران جوانان اهل بهشتند».
گل هاي باغ نبوّت
ابو ايّوب انصاري مي گويد: روزي به خدمت رسول اکرم صلي الله عليه و آله وسلم رسيدم. ديدم امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام در کنار آن حضرت مشغول بازي اند و پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم با تمام وجود به آن دو بزرگوار محبت مي کنند و آنها را در آغوش مي گيرند. عرض کردم: يا رسول اللّه صلي الله عليه و آله وسلم ، آيا آن دو بزرگوار را دوست داري؟ حضرت فرمودند: «چگونه آنها را دوست نداشته باشم، در حالي که اين دو گُل هاي منند و من آنها را مي بويم و از رايحه هاي آن دو بهره مند مي شوم» و در روايت ديگر آمده که حضرت فرمودند: «اين دو، دو گل من در دنيا هستند. هرکس مرا دوست مي دارد اين دو را نيز بايد دوست بدارد».
امام حسين عليه السلام در آيينه زيارت
زيارت، نشانه وفاي به عهد
زيارت اهل بيت عليه السلام علاوه بر احترام، نوعي اظهار ارادت و تجديد عهد با حضرات معصومين عليه السلام است. زائر ض
من اعلام تبعيّت از ولي خدا از طريق زيارت، ياد و خاطره اولياي الهي را گرامي مي دارد. حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام مي فرمايند: «براي هر امامي بر گردن دوستان و شيعيانش پيماني است که به جاي آوردن زيارت از مصاديق وفاي به عهد و به جاي آوردن حقّ محسوب مي شود. بر اين اساس کسي که از روي ميل و رغبت، امام خود را زيارت کند اميد آن است که در روز قيامت از شفاعت او برخوردار شود.
زيارت چيست؟
زيارت وادي محبّت و شوق است؛ نمودي از احساس متعالي و ترجمان پيوند قلبي است. فيض «حضور» در کنار اولياي خدا، زائر را از کيمياي «نظر» برخوردار مي سازد. زيارت الهام گرفتن از اسوه ها و تعظيم شعائر و تقدير از فداکاري ها و تجليل از پاکي هاست و زائر در برابر آيينه تمام قدّ فضيلت ها مي ايستد تا عيار خود را در آن بسنجد و خود را در برابر «ميزان» قرار مي دهد تا کم و کاستي خود را جبران کند. زائر مهمان مائده معنوي اولياء اللّه است و زيارت تجديد پيمان و ميثاق «ولايت» با رهبري است؛ سفر با کاروان اشک و بر محمل شوق و سوار شدن بر موج عرفان و بُراق عشق است.
دعاي پيامبر(ص) و... به زائر امام حسين عليه السلام
معاوية بن وهب مي گويد: روزي امام صادق عليه السلام به من فرمودند: «اي معاويه به سبب ترس و وحشت [از دشمنان[ زيارت قبر امام حسين عليه السلام را ترک مکن؛ زيرا هرکس زيارت آن حضرت را ترک کند دچار حسرتي بزرگ مي شود و همواره آرزو مي کند که اي کاش در کنار قبر آن حضرت باشد و بتواند فراوان به زيارتش برود. آيا دوست نداري که خدا تو را در زمره کساني ببيند که حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم و حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه عليهاالسلام و ساير ائمه اطهار عليه السلام در حقّشان دعا مي کنند؟»
فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام
درباره تبيين فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام تعابير زيادي از اهل بيت عليه السلام وارد شده است. حضرت باقر عليه السلام مي فرمايند: «شيعيان ما را به زيارت حضرت حسين بن علي عليه السلام توصيه کنيد؛ چون زيارت آن حضرت روزي را زياد و عمر را طولاني و بدي ها را دفع مي کند». امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «کسي که امام حسين را در حالي که به حقّ آن حضرت عارف است زيارت کند، روزي اش وسعت پيدا مي کند و خداوند متعال در دنيا بر شادي او مي افزايد».
امام حسين عليه السلام کيست و چه کرد؟
... اي فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم ... گواهي مي دهم که به قسط فرمان دادي. تو بسيار راست گو و درست کاري و در آنچه مردم را به آن فرا خواندي صادقانه و با اخلاص عمل نمودي. تو خون خدا در روي زميني. گواهي مي دهم که خيرخواهي براي همگان را به نهايت رساندي و در راه خدا به جهاد پرداختي و او را با اخلاص کامل عبادت کردي. خداوند بهترين پاداش را به تو عنايت کند.
راه رسيدن به خدا
... هرکس خدا را اراده کند از شما آغاز مي کند و خداوند به ياري شما غير واقع و دروغ را برطرف مي سازد و گرفتاري ها را دور مي سازد... به واسطه شما هرچه را بخواهد محو يا ثابت دارد و به واسطه شما خواري را از ما برمي دارد و به برکت وجود شما زمين و آسمان و نعمت هاي خود را بر بندگان خدا عرضه مي کند و غم و اندوه ها را مي زدايد.
اي برپاي دارنده نماز
... سلام بر تو اي شهيدي که فرزند شهيدي؛ درود بر تو اي ولي خدا و فرزند وليّ اش و اي حجّت خدا و فرزند حجّت اللّه. شهادت مي دهم که تو نماز را برپا داشتي و زکات را پرداختي و امر به نيکي و معروف کردي و از منکر و زشتي ها همگان را باز داشتي و با دشمنانت [که دشمن خدايند] به جهاد پرداختي و اينک شهادت مي دهم که هم سخن مرا مي شنوي و هم جوابم را مي دهي. تو حبيب خدا و دوست و برگزيده اويي. مولاي من به حق جدّت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و به حق پدرت، وصيّ رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم ، و به حق مادرت، سرور بانوان هر دو جهان، شفيع من در درگاه خداوند عزّ وجلّ باش.
اي نور جاودان
درود بر تو اي بنده شايسته و پاک و مطهّر خدا. به امري شهادت مي دهم که اميدوارم در روزي که تو شفاعت مي کني مرا به تو نزديک سازد. شهادت مي دهم که تو نمردي و به فيض بزرگ شهادت نايل آمدي و به برکت حيات جاودان تو که در نتيجه شهادت به آن دست يافتي دل هاي همه شيعيان تو نيز زنده است. گواهي مي دهم که تو آن نور هدايت خداوندي که هرگز خاموش نشده و تا ابد خاموش نخواهد شد. تو آن جلوه خدايي که تاکنون نابود نشده و بعد از اين نيز هرگز نابود نخواهد شد. هرگز خوار نبودي؛ چون خداوند تو را عزيز ساخته است و هيچ وقت مغلوب نشدي چون خداوند ياور و مددکار تو بوده است.
درود بر تو اي پهلوان مسلمانان
يا ابا عبداللّه درود خدا بر تو باد. سلام بر تو اي قهرمان هميشه پيروز اسلام و مسلمين. ... اي مولاي من گواهي مي دهم تو آن نوري هستي که هرگز در طول تاريخ آلودگي هاي جاهليّت تو را آلوده نساخته است. شهادت مي دهم که تو از ارکان مسلمانان و استوانه هاي محکم دين و دژهاي مستحکم انسان هاي با ايمان هستي و شهادت مي دهم که تو امام نيک رفتار و با تقوا و نشانه رستگاري و ريسمان محکم هدايت الهي و حجّت خدا بر اهل دنيايي.
شهيد اشک و اسير سختي ها
درود بر تو اي پسر مظلوم عليّ مرتضي؛ اي عزيزي که شهيد اشک و گرفتار رنج و سختي هايي. پروردگارا گواهي مي دهم که او [حسين بن علي عليه السلام ] وليّ و فرزند وليّ و برگزيده توست. در رعايت و حفظ و پاسداري از حقّ بردبار بود. تو او را با کرامتت گرامي داشته اي و پايان عمر او را شهادت در راه خودت قرار داده اي و او را از انسان هاي بزرگوار و رهبران شايسته قرار دادي و گرامي اش داشتي به پاکي در تولّد، و او را وارث علوم و فضيلت هاي پيامبرانت ساختي و بر خلق خودت حجّت قرار دادي. او در دعوتِ مردم به حق حجّت را تمام کرد و خيرانديشي نمود و حتي خون خودش را در راه تو نثار کرد تا بندگان تو را از ناداني و سرگرداني نجات دهد.
حجّت آشکار الهي
شهادت مي دهم که تو حجّت آشکار خداوندي، آنچه از طرف خداوند مأمور ابلاغش بودي به مردم ابلاغ کردي و براي حفظ حقّ قيام کردي و حقانيّت احکام الهي را تأکيد فرمودي و در اين راه هيچ گونه سستي از خود نشان ندادي... گواهي مي دهم که جهاد در رکاب تو جهاد بزرگي است. حقّ با تو و به سوي تو است و تو اهل حقّ بلکه مرکز آن هستي. ميراث نبوّت نزد تو و اهل بيت توست... هم چنين شهادت مي دهم که دعوت تو حق بوده است و ساير دعوت کنندگان به غير از تو فاسد و ناحق بوده اند و شهادت مي دهم که خدا حق و آشکار است.
«بخشي از اقدامات ارزشمند امام حسين عليه السلام از ديد زيارات»
1. قَدْ اَقَمْتَ الصَّلاةَ؛ نماز را به پا داشتي.
2. آتَيْتَ الزَّکاة؛ زکات دادي.
3. اَمَرتَ بالمعروف؛ امر به معروف کردي.
4. نَهَيْتَ عَن المُنْکَر؛ از منکر مردم را نهي نمودي.
5. جاهَدْتَ في سَبيلِ اللّه؛ در راه خدا جهاد کردي
6. دَعَوْتَ اِلي سَبِيلِ رَبِّکَ بِالحِکْمَةِ وَ المَوعِظَة الحَسَنَة؛ با بياني که مشتمل بر حکمت بود و با موعظه اي که پسنديده بود مردم را به راه خدا فرا خواندي.
7. عَبَدْتَ اللّه مُخْلِصا؛ خدا را خالصانه پرستش کردي.
8. بَلَّغْتَ عَنِ اللّهِ ما اَمَرَکَ بِهِ وَ لَمْ تَخْشَ اَحَدا غَيْرَهُ؛ آنچه از جانب خدا مأمور به ابلاغش بودي ابلاغ کردي و از احدي غير از خدا هراسي به دل راه ندادي.
9. بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَ وَفَيْتَ وَ وافَيْتَ؛ رسالت الهي را به جاي آوردي و مصلحت بندگان را بيان کردي و به عهد خود وفا فرمودي.
سلام بر به خون غلطيده
سلام بر کسي که در راه خدا به خون خود غلطيد؛ سلام بر عزيزي که حرمت اوناديده گرفته شد؛ سلام بر پنجمين فرد از آل عبا؛ سلام بر غريبِ غريبان و سيّد شهيدان عالم؛ سلام بر کسي که به دست بدکاران و زنازادگان کشته شد؛ درود بر ساکن صحراي کربلا؛ سلام بر امامي که فرشتگان در شهادتش بر او گريستند؛ سلام بر کسي که فرزندان او پاک ترين افراد جهانند؛ سلام بر پيشواي دين؛ سلام بر حجّت پروردگار عالميان؛ سلام بر تو و فرزندان شهيدت؛ سلام بر آن مظلومي که بدون ياور ماند؛ سلام بر رهبري که پيمانش را شکستند و احترام او را ناديده گرفتند؛ سلام بر آن مظلومي که به ستم خون او را بر زمين ريختند؛ سلام بر شهيدي که با خونِ زخم هايش غسل داده شد؛ و سلام بر تشنه لبي که با جام هاي تير و تيغ سيراب گشت.
روشني بخش جاده هاي صلاح و نيکي
سلام بر سپيدموي غرقه به خون، اگر روزگار زندگاني ام به تأخير افتاد و مقدّرات مرا از ياري تو باز داشت و در مقابل دشمنانت نتوانستم جهاد کنم، ولي در مصيبت هايي که بر تو وارد شد هر صبح و شام به گونه اي گريه مي کنم که به جاي اشک از ديدگانم خون جاري شود. گواهي مي دهم که از خداوند فرمان بردي و هرگز از دستور او سرپيچي ننمودي و با چنگ زدن به ريسمان الهي او را خشنود ساختي و خشيت او را به دل گرفتي و به درخواست هاي او پاسخ مثبت دادي. سنّت هاي الهي را پاسداري کرده، راه هاي خير و نيکي را روشن ساختي و در راه خدا به بهترين وجه جهاد و تلاش کردي. همواره مطيع پروردگار عالم و پيرو جدّت رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم بودي و در طول زندگاني با برکتت برپا دارنده اساس دين و در هم کوبنده ريشه سرکشي و بر هم زننده بساط سرکشان و آشوبگران و نصيحت گر امّت اسلام بودي...
تأثير فاجعه کشته شدن امام حسين عليه السلام
واي به حال سرکشان گنه کار که با کشتن تو در حقيقت اسلام را از بين بردند و نماز و روزه را تعطيل کردند و سنّت ها و احکام الهي را زير پا نهادند و پايه هاي ايمان را نابود کردند و در ترويج فساد و دشمني و کينه توزي تا مي توانستند کوشيدند وقتي کشته شدي انتقام خون محبوب رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم بر زمين ماند و کتاب الهي به حال خود رها شد و در يک کلام به حقّ خيانت شد. با کشته شدن تو گويي تکبير و حلال و حرام از ميان رفت. پس از تو بدعت ها و کفر و بي ديني ها و تبعيّت از خواهش هاي نفساني و گم راهي ها و آشوب هاي باطل و بيهودگي ها علني شد.
«درس هاي عاشورا»
فداکاري در راه مکتب
امام حسين عليه السلام با عمل خود به انسان هاي مؤمن آموخت هنگامي که اساس مکتب با خطر مواجه مي شود، بايد در راه حفظ آن از هيچ گونه فداکاري دريغ نورزند. امام حسين عليه السلام وقتي ديد زمام جامعه اسلامي به دست فردي مثل يزيد افتاده است که به صورت علني احکام الهي را زير پا مي گذارد قيام کرد و مردم را هم براي مبارزه با يزيد فرا خواند و در اين راه از جان و مال و فرزندان و يارانش گذشت و اجازه نداد که مرد فاسقي چون يزيد احکام الهي را پايمال سازد و فرمود: «اي شمشيرها، اگر دين محمّد صلي الله عليه و آله وسلم جز با قتل من حفظ نمي شود، مرا در بر گيريد». بدين ترتيب عمل آن حضرت الگويي شد براي تمام انسان هاي مومن که در مواقع به خطر افتادن ارزش هاي الهي با سرمشق گرفتن از عمل کرد امام حسين عليه السلام در برابر طاغوت ها قيام کرده، جلو تعدي آنها را بگيرند و از اين طريق ارزش هاي ديني را در طول قرون متمادي از خطرها حفظ کنند.
آزاده زندگي کردن
يکي از درس هاي مهم نهضت عاشورا براي همه انسان ها اين بود که صرف نظر از هر عقيده اي که دارند، سعي کنند در زندگي آزاده باشند و تن به هيچ گونه خواري ندهند و تسليم ستم هيچ ستمگري نشوند. آري، آن هنگام که مرد ستمگري چون يزيد او را به بيعت با خود فرا خواند، در جواب او فرمود: «هرگز دست ذلّت به شما نمي دهم و هم چون برده ها تسليم شما نمي شوم» و بارها جمله «مَوتٌ في عزٍّ خيرٌ مِن حياةٍ في ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگي ذليلانه است»، را بر زبان جاري ساخته، انسان ها رابه آزادگي دعوت کرد. در کربلا وقتي آن حضرت را بين مرگ و بيعت با ستمگري چون يزيد مخيّر ساختند، فرمودند: «اين گروه ستم پيشه مرا به انتخاب يکي از دو چيز يعني جنگ و پذيرش ذلت مجبور کردند. امّا محال است که من به ذلّت تن دهم».
لزوم احياي امر به معروف و نهي از منکر
امام حسين عليه السلام ضمن تبيين اين حقيقت که حاکميّت يزيد بزرگ ترين منکر اجتماعي است و در چنين اوضاعي وظيفه انسان آزاده و با تقوا امر به معروف و نهي از منکر است، در نامه اي که به افراد سرشناس کوفه فرستادند اين سخن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم را گوش زد کردند که مي فرمايند: «هر مسلماني سلطان ستمگري را ببيند که حرام خدا را حلال مي شمارد و پيمان الهي را در هم مي شکند و با سنّت رسول خدا مخالفت مي کند و در برابر چنين سلطاني با عمل يا گفتار مخالفت نکند، بر خداوند سزاوار است که چنين کسي را داخل آتش جهنم سازد». حضرت در ادامه فرمودند: «آگاه باشيد به درستي که اينان (يزيديان) پيروي از خدا را ترک و تبعيّت از شيطان را بر خود واجب کرده اند. فساد را رواج داده، حدود الهي را تعطيل کرده اند... حلال را حرام و اوامر و نواهي الهي را دگرگون کرده اند. من سزاوارترين شخصي هستم که به اين اوضاع اعتراض کنم... و در وصيّتي که به برادرشان محمد حنفيه نوشته اند تصريح دارند: «من براي خودخواهي يا خوشگذراني و فساد قيام نکرده ام؛ بلکه مي خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم و سيره جدم و راه و روش پدرم را احيا کنم». بر اين اساس يکي از درس هاي مهمّ عاشورا ضرورت احياي دو تکليف بزرگ الهي، يعني امر به معروف و نهي از منکر، است.
بردباري
در جاي جاي حماسه عاشورا شکيبايي در رفتارها و گفتارهاي حماسه آفرينان عاشورا به چشم مي خورد. امام حسين عليه السلام وقتي از مکه عازم عراق مي شدند در ضمن خطبه اي فرمودند: «رضاي الهي رضايت ما اهل بيت است. بر امتحان ها و بلاهاي او صبر مي کنيم، او نيز پاداش صابران را به ما عطا مي کند» و در يکي از منازل بين راه به همراهانشان فرمودند: «اي مردم هر کدام از شما تحمّل تيزي شمشير و ضربت نيزه ها را دارد با ما بماند وگرنه برگردد» و در طول اين سفر هم خود امام حسين عليه السلام و هم ياران باوفايش در مقابل تمام حوادثِ تلخ شکيبايي را پيشه خود ساختند و به همه انسان در طول تاريخ درس بردباري در راه هدف آموختند. امام حسين در روز عاشورا در اوج نبرد با دشمن به ياران خود فرمودند: «اي بزرگ زادگان و آزادمردان، بردباري را پيشه خود سازيد. مرگ پلي است که شما را از سختي ها به سوي بهشت و نعمت هاي ابدي عبور مي دهد».
وفاداري
وفا و عمل به پيمان و ايستادگي بر سر عهد از ويژگي هاي امام حسين عليه السلام و اصحاب وفادار آن حضرت است. آن حضرت شب عاشورا در توصيف اصحاب خود فرمودند: «هيچ اصحابي وفادارتر و صادق تر از ياران خود نمي شناسم» در توصيف وفاداري خود آن حضرت در زيارت نامه ايشان مي خوانيم: «اَشْهدُ انّکَ قد... وَفَيْتَ و اَوفَيتَ؛ شهادت مي دهم که تو به عهدي که با خداوند بسته بودي وفا کردي». يکي از صحنه هاي بزرگ تجلي وفاداري ياران امام حسين عليه السلام برخورد حضرت ابوالفضل عليه السلام با امان نامه اي است که شمر براي آن حضرت و برادرانش آورد. ايشان با ردّ آن مي گويد: «من هرگز از دينم دست بر نمي دارم و تا جان در بدن دارم از امام و پيشوايم حسين حمايت مي کنم». لذا در زيارت نامه اش وارد شده: «شهادت مي دهم که تو به بيعتي که با امام حسين عليه السلام بسته بودي وفا کردي و دعوتش را اجابت نمودي و از دستوراتش اطاعت کردي».
پايبندي به نماز
از جمله درس هاي مهمّ نهضت عاشورا لزوم پايبندي به نماز و پاسداري از آن است. امام حسين عليه السلام به مسئله اقامه نماز و ترويج فرهنگ آن اهتمام زيادي مي فرمودند. در عصر تاسوعا وقتي لشکر عمر سعد تصميم گرفت که جنگ با امام حسين عليه السلام را آغاز کند، آن حضرت برادرش حضرت ابوالفضل را مأمور ساخت تا از دشمن يک شب مهلت بگيرد و علّت درخواست مهلت را اين گونه بيان فرمود: «امشب را به ما مهلت دهند تا به نماز و دعا و استغفار مشغول شويم؛ زيرا خدا مي داند که من نماز و دعا و قرآن را دوست مي دارم».
ظهر عاشورا وقتي عمرو بن کعب به حضرت عرض کرد: هنگام نماز است، امام عليه السلام فرمود: «نماز را به ياد ما انداختي، خداوند تو را از جمله نمازگزاراني که به ياد خدايند قرار دهد. از دشمن بخواهيد دست از جنگ بردارد تا نماز به جاي آوريم».
نترسيدن از مرگ
امام حسين عليه السلام در روزگاري که ارزش هاي اصيل اسلامي نظير شهادت طلبي، در نتيجه حاکميّت يزيديان به فراموشي سپرده مي شد، آنها را از نو در جامعه زنده کردند و عشق به شهادت را به مانند فرهنگي حيات بخش در نهاد انسان هاي مؤمن و آزاد جانشين ترس از مرگ ساختند.
نقل شده است وقتي در شب عاشورا امام حسين عليه السلام به اصحاب و برادران و فرزندان خود فرمودند: «فردا همه شما کشته خواهيد شد»، قاسم بن حسن عليه السلام ـ که جوان کم سن و سالي بودند ـ نگران بودند که نکند فيض بزرگ شهادت به لحاظ کمي سن شامل حال او نشود. لذا از آن حضرت سؤال کرد حتي من هم؟ امام حسين عليه السلام براي امتحان از حضرت قاسم پرسيدند: «مرگ را چگونه مي بيني؟» اين نوجوان پاک سرشت در جواب فرمودند: «مرگ در ذائقه من شيرين تر از عسل است».
جوان مردي و فرزانگي
در تمام صحنه هاي نهضت عاشورا و نيز در رفتار امام حسين عليه السلام صداقت و جوان مردي موج مي زند. نمونه بارز آن برخورد امام با حر و سپاهيان اوست. در مسير کربلا در منطقه «شراف» وقتي حرّ با لشکريانش جلو کاروان امام حسين عليه السلام را گرفت، با وجود اين که لشکريان حرّ جان او و اصحابش را تهديد مي کردند، وقتي امام حسين احساس کردند که آنها تشنه اند به همراهان خود دستور دادند همه آنها را سيراب کنند؛ حتي آن حضرت با دست خود مشک آب را در دهان بعضي از سربازان حرّ قرار مي دادند.
ادب و بزرگواري
از درس هاي مهمّ و ماندگار عاشورا ادب و بزرگواري است که در رفتار تک تک همراهان امام حسين عليه السلام در طول اين سفر به چشم مي خورد؛ براي مثال وقتي حرّ متوجّه کار نادرست خود شد، با ادب وصف ناپذيري به خدمت امام عليه السلام رسيد و از آن حضرت طلب گذشت کرد. هم چنين در گفتار حضرت عباس عليه السلام مي بينيم که ايشان همواره از امام حسين عليه السلام که برادرشان بود با عنوان «سيّدي و مولاي» ياد مي کرد. هم چنين وقتي رفتار حضرت زينب عليه السلام را مشاهده مي کنيم ادب و بزرگواري را در اوج خود مي بينيم. آري او دو پسر خود را در رکاب برادر، فداي اسلام کرد، ولي نه تنها در موقع انتقال جنازه فرزندانش از خيمه بيرون نيامد، بلکه از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام يک بار هم کلمه اي درباره فرزندانش بر زبان نراند و هميشه ياد و نام سالار شهيدان را گرامي مي داشت و از اين طريق درس ادب و بزرگواري مي آموخت.
ظلم ستيزي
امام حسين عليه السلام با قيام خود در برابر يزيديان، به انسان ها درس ظلم ستيزي و عدم سکوت و تسليم در برابر زورمندان و ستمگران دادند و به آنها آموختند اگر قادر به کوتاه کردن دست ستمگران نيستند، دست کم سکوت نکنند و از طريق افشاگري به رسوا کردن طاغوت ها بپردازند. لذا آن حضرت به محض اين که خبردار شدند که يزيد به عنوان خليفه مسلمانان زمام امور جامعه اسلامي را در دست گرفته است شروع به مخالفت با او کردند و سپس با هدف هدايت مردم به افشاي يزيد پرداختند. از جمله مي فرمودند: «يزيد مرد فاسقي است. شراب مي نوشد، انسان هاي بي گناه را به قتل مي رساند و به صورت علني مرتکب فسق و فجور مي شود».
دلاوري
امام حسين عليه السلام در راه هدفي که داشت از هيچ پيشامدي بيم به دل راه نداد هيچ مانعي او را از پيکار با دشمنان مأيوس نساخت. در نبرد با نيروهاي نظامي يزيد چون شير خروشيد. نقل کرده اند که در روز عاشورا هر لحظه بيش از پيش چهره مبارکش برافروخته تر مي شد و با تمام وجود به مبارزه مي پرداخت و در ضمن رجزهايي که مي خواند به دشمن اعلام مي کرد: «هرگز سر تسليم در برابر خواسته هاي شما فرود نمي آورم و به خدا قسم با شما دست بيعت نخواهم داد و هرگز از جنگ با شما نمي گريزم». تا لحظه اي که جان در بدن داشت کسي را ياراي نزديک شدن به خيمه هاي او نبود. وقتي با دلاوري و يک تنه به لشکريان يزيد حمله مي کرد، انبوهي از افرادِ تا دندان مسلح از ترس پا به فرار مي گذاشتند.
درس امام شناسي
حضرت امام حسين عليه السلام خطاب به مردم کوفه مي نويسد: «به جانم سوگند، امام و پيشواي مردم کسي است که بر اساس قرآن حکم کند و به قسط قيام کند و از دين حق پيروي نمايد و در راه خدا، خويشتن دار باشد». آن حضرت با اين پيام به رهبريِ طاغوت هايي که بر خلاف قرآن و حق و عدالت رفتار مي کنند و همواره اسير خواهش هاي نفساني خود هستند خط بطلان کشيدند و به جهانيان اعلام کردند که هرگز حاضر به قبول چنين پيشواياني نشوند؛ چرا که آنها مردم را به سوي گم راهي مي کشانند و از خير دنيا و آخرت محروم مي سازند.
حفظ مقدسات اسلامي
در ماجراي عاشورا گرچه تمام رفتارهاي امام حسين عليه السلام و ياران غيورش با هدف حفظ اساس دين و احکام الهي تحقق پيدا مي کرد، امّا در عين حال تک تک موضع گيري هاي آن حضرت و همراهانشان بر اهميّت موضوع يا حکم خاصي را تأکيد مي کرد که مي تواند براي پيروان امام حسين عليه السلام بسيار آموزنده باشد؛ به عنوان مثال از آن جا که در فرهنگ اسلامي مکه و بيت اللّه الحرام از احترام و منزلت بسيار والايي برخوردار است، وقتي امام حسين عليه السلام احساس مي کنند که ماموران مخفي يزيد ممکن است او را در کنار خانه خدا ترور کنند و بدين وسيله قداست حَرَم الهي شکسته شود، فورا از مکه خارج مي شوند و مي فرمايند: «به خدا سوگند، اگر در خارج از مکه کشته شوم خيلي بهتر از آن است که در داخل مکه در کنار کعبه کشته شوم». امام خميني رحمه الله در اين باره مي فرمايند: «سيدالشهدا در مکه نماند که مبادا به ساحت قدسي مکه جسارت بشود».
درس حفظ عفاف و پاسداري از حجاب
از درس هاي مهمّ عاشورا پاسداري از حجاب است که براي بانوان جامعه اسلامي بسيار آموزنده و در عين حال هشداردهنده است. وقتي در عصر عاشورا لشکريان بي شرم يزيد خيمه ها را آتش زدند و از غارت لباس هاي خانواده شهدا و حرم اهل بيت عليه السلام نيز چشم پوشي نکردند، بُعد ديگري از رسالت زنان قهرمان کربلا، يعني حفظ عفاف و حجاب نمود بيشتري پيدا کرد. بانوان هريک به گونه اي در اين باره به انجام وظيفه مي پرداختند. نقل مي کنند وقتي که مردم گرد آمده بود که اسراي اهل بيت را تماشا کنند، ام کلثوم خطاب به آنها فرمود: «اي مردم! آيا شرم نمي کنيد براي تماشاي اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم که پوشش مناسبي ندارند جمع شده ايد؟» حضرت زينب عليهاالسلام در کاخ يزيد خطاب به او مي فرمايند: «يَابنَ الطُلَقاءِ، آيا اين کار تو که زنان و کنيزانت را در جاي امن و دور از چشم مردم قرار داده اي و دختران رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را با پوشش نامناسب در شهرها مي گرداني، که همه به آن ها نگاه کنند عادلانه است؟!»
درس توحيد
در يک کلام حادثه کربلا کتابي سرشار از معارف اسلامي، و اصلي ترين درس آن درس توحيد است. در رفتار سيدالشهدا و ياران بزرگوارش توحيد عملي به زيبايي تمام جلوه گر شده است. آنان اثبات کردند که اگر امر بين رضاي خداوند و رضاي غير خدا داير شود، به آساني از هرچه غير خداست چشم مي پوشند و در سايه رضاي او قرار مي گيرند. اين است درس جاويد تاريخ عاشورا براي همه موحدان عالم.
دعاهاي امام حسين عليه السلام
درخواست اخلاق نيکو
بار خداوندا، از تو توفيق هدايت يافتگان و عمل پرهيزگاران و خيرخواهي توبه کاران و اراده و عزم صابران و پرهيز خائفان و جدّوجهد دانشمندان و آراستگي مطيعان و خشيت دردمندان و گرفتاران را خواستارم، تا در دلم چنان خشيتي از تو ايجاد شود که در نتيجه آن از گناه خودداري کرده، به همه فرمان هايت جامه عمل بپوشانم و از اين طريق شايسته عنايت و کرامت تو باشم و با درک عظمت تو رو به سوي تو آورم و چنان دوستدار تو شوم که همه اعمالم را خالص ساخته، با حسن ظن و اميدي که به تو دارم، در تمام کارها توکلم تنها به تو باشد.
درخواست رغبت به آخرت
پروردگارا، مرا به آخرت چنان راغب گردان که وجود آن را از طريق پارسايي در امور دنيوي در دل خود احساس کنم. خداوندا، مرا در امور مربوط به آخرت چنان بصيرتي عطا کن که با اشتياق به دنبال گزاردن کارهاي پسنديده بشتابم و از گناه و کارهاي ناشايست پرهيز کنم.
اي مهربان ترينِ مهربانان
خداوندا، اگر مرا به گناهان بازخواست کني، من تو را به کرم و بخششت مي خوانم و اگر مرا با خطاکاران در يک جا محبوس سازي، به آنها خواهم گفت که من خدا را دوست مي داشتم. اي مولاي من، نه اطاعت من به تو سودي مي رساند و نه گناهم ضرري را متوجه تو مي کند. پس به من آنچه به تو سودي نمي رساند عنايت کن و آنچه به تو ضرري نمي رساند از من ببخشاي. به درستي که تو مهربان ترينِ مهرباناني.
اي اوّلين و آخرين اميدم
از امام سجاد عليه السلام نقل شده است: در روز عاشورا وقتي لشکريان يزيد آماده جنگ با امام حسين عليه السلام شدند آن حضرت اين گونه با خداوند به راز و نياز پرداختند: «پروردگارا، در هر سختي و گرفتاري پناه و اميدم تويي و در هر پيشامدي که روي به من مي آورد، پشتيبانم تويي. چه بسيار سختي ها که قلب ها را به لرزه در مي آورد و چاره سازي را با شکست مواجه مي ساخت و دوست بر اثر آن انسان را رها مي کرد و دشمن او را شماتت مي نمود و من وقتي آن را به تو عرضه داشتم و شکايت آن را پيش تو آوردم، به پاس آن که در حل آن فقط به تو اميدوار بودم، تو به لطف و کرمت در کار من گشايش ايجاد کردي و مشکلم را برطرف ساختي. پس تو صاحب هر نعمت و نيکي هستي و آخرين اميد همگان به توست».
مناجات با خدا
خداوندا،... تو مولا و سرور مني. پس به بنده اي که به تو پناه آورده است رحم کن. اي دارنده اوصاف برجسته و متعالي، تکيه گاهم تويي. خوشا به حال کسي که تو مولاي او باشي! خوشا به حال کسي که خدمت گزار شب زنده داري باشد و شکايتِ گرفتاري هايش را فقط با خداوند ذوالجلال در ميان بگذارد؛ هيچ ناراحتي و مشکلي بالاتر از دوستي خدا نداشته باشد و هرگاه ناراحتي اش را با پروردگار عالم مطرح کند آن را برطرف سازد و هر وقت به گرفتاري مبتلا شد، در دل تاريکي حل آن را از خداوند خواهد و مولايش او را گرامي داشته، به خود نزديک گرداند.
تقاضا از حضرت حق
الها، چگونه مرا به خودم وا مي گذاري در صورتي که از من کفالت فرمودي؟ و چگونه شکست خورم در صورتي که تو ياور مني؟ يا چگونه نااميد شوم در صورتي که تو نوازشگر مني و اکنون به واسطه نيازمندي ام به تو، دست به دامنت گشته ام؟ چگونه با چيزي که هرگز به ناحيه قدس تو نرسد به تو توسل جويم؟ يا چگونه از حال خود به تو شکايتِ چيزي کنم که بر تو پنهان نيست و يا چگونه با گفتارم آن را شرح دهم که آن برايت آشکار است؟ چگونه خواسته هايم را فرو مي گذاري در حالي که به درگاه تو آمده ام؟!
طلب رستگاري
بارالها، خود را به تو مي سپارم و روي خود را به سوي تو بر مي گردانم و کارم را به تو وا مي گذارم و رستگاري از هر بدي دنيا و آخرت را تنها از تو طلب مي کنم. بارالها، حقا که تو براي من از همه مردم بسنده اي و هيچ کس مرا از تو کفايت نکند. پس مرا در آنچه از آن بيم دارم، از ديگري کفايت فرما و در حل مشکلات و گشايش فروبستگي ها روزنه خروجي نصيب فرما. به راستي که تو مي داني و من نمي دانم و تو مي تواني و من نمي توانم و تو بر هر چيز توانايي، به رحمتت اي رحم کننده ترينِ رحم کنندگان.
بارخداوندا
بار پروردگارا، از هرچه بيمناکم کفايتم کن و از هرچه تهديدم مي کند نگاهم دار. در جان و دين نگهبانم باش و در سفر حفظم فرما... و در هرچه روزي ام فرمودي برکتم ده. در پيش خود کوچک و خوارم نساز و در چشم مردم عزيز و بزرگم فرما و از شرّ جن و انس سلامتم دار. به سبب گناهانم رسوايم مکن و به کيفر ناخالصي نيّت هايم خوارم مگردان و با کارهاي ناشايستم هلاکم منما و نعمت هايت را از من مگير و به غير خودت واگذارم مکن... بارالها، خشمت را بر من روا مدار. اگر تو بر من خشم نگيري از خشمِ جز تو باکم نيست؛ بلکه عافيت تو برايم توان بخش تر است... مرا با خشم خود نميران و قهر خود را بر من فرود نياور...
تو مي داني
الهي، هرچه قدر بدي ها و کوتاهي ها زبانم را ببندند، کرم و لطف تو مرا به سخن گفتن وامي دارد و هرگاه که اوصاف ناشايسته ام نااميدم سازند، نيکي هاي تو اميدوارم مي کنند. خداوندا، کسي که خوبي هايش بدي است چگونه بدي هايش بدي نباشد و کسي که حقيقت هايش ادعاست چگونه ادعاهايش ادعا نباشد؟! پروردگارا، تو خود مي داني اگر چه پيوسته طاعت تو را به جا نياورده ام، ولي شوق و تصميم آن را هميشه در دل داشته ام.
اي آرزوي من
پروردگارا، مرا بطلب تا به وصالت رسم و به فضلت مرا جذب کن تا يکسره به تو روي آورم. خدايا، اميدم از تو نمي گسلد اگرچه نافرماني ات کنم و ترسم از تو زدوده نمي شود، اگرچه فرمانت نبرم. معبودا، چگونه نااميد شوم که تو آرزوي مني؟ چگونه خوار شوم که تو تکيه گاه مني؟ خدايا، چگونه دعويِ عزّت نکنم با اين که به بندگيِ خود نسبتم داده اي؟... تويي که خود را در هر چيز به من شناساندي. پس تو را در هر چيز نمايان ديدم و تويي که بر هرچيز عياني. اي آن که با رحمتِ رحماني خود بر همه عوالم استيلا يافتي، اي آن که با تمام درخشندگي و زيبايي خود جلوه نمودي،... چگونه پنهاني و حال آن که پيدايي؟ چگونه غايبي و حال آن که همه را نگهباني و در همه جا حاضري؟ به حقيقت بر همه چيز توانايي و ستايش تنها از آن توست.
طلب آمرزش
بارالها، در نعمت و عافيت تو شب را به صبح رساندم. پس خداوندا، بر محمد و آل او درود فرست و نعمت و عافيت خود را بر من کامل گردان و سپاسگزاري ات را روزي من فرما. بارالها، با نور تو ره يافتم و با فضل تو بي نياز شدم و با نعمت تو صبح و شام کردم. اکنون گناهان من پيش روي توست. از تو آمرزش مي طلبم و به سوي تو باز مي گردم. آنچه عطا کني هيچ چيز و هيچ کس نمي تواند مانع آن شود و آنچه باز داري هيچ چيز و هيچ کس نمي تواند آن را عطا کند. تو آن ذات داراي همه کمالاتي که هيچ معبود حقيقي جز تو يگانه بي شريک نيست. بارالها، ستايش از آن توست؛ ستايشي که در پي آن آسمان ها به تواضع براي تو بال بيفکند و زمين و زمينيان براي تو تسبيح گويند.
پروردگار
پروردگارا،... تو خدايي هستي که معبودي جز تو نيست. جان هاي اوليايت را جايگاه اراده و محل مشيّت خود مقرر فرمودي و در افکارشان اوامر و نواهي ات را قرار دادي تا يک لحظه از ياد تو غافل نشوند. آن گاه که اراده امري را فرمايي در افکارشان آنچه خود در آنها به وديعت نهاده اي به حرکت در مي آوري و بر زبانشان آنچه خود به آنها تفهيم کرده اي جاري مي سازي. با عقل هايي که تو را خوانده و با حقايقي که به آنان ارزاني داشته اي به سوي تو مي خوانند...
هدايت جويي از راه خدا
خداوندا، من از راه هدايتِ تو هدايت مي جويم. آنچه امر به رعايتش کرده اي رعايت مي کنم. پس مرا از رعايتت خالي ننما و از عنايتت خارج نساز و مرا از فيض رسيدن تأييدت ناتوان قرار نده و از راهي که به وسيله آن به خشنودي تو مي رسم خارج نکن. حرکتم را بر اساس روشنگري و راهم را با هدايت و زندگي ام را قرين رشد و تعالي قرار ده تا مرا هدايت کني و ديگران نيز به وسيله من راهنمايي شوند و در آنچه تو خواهان آن بوده اي و براي آن مرا خلق کرده اي و به سوي آن پناه داده اي، مرا وارد سازي. اوليائت را از اين که بوسيله من امتحان شوند در پناه خود گير و با رحمتت و در نعمتت آنان را امتحان کن؛ امتحاني که سبب برگزيدن و پاک شدن آنها از زشتي ها باشد و مرا به پدران و خويشاوندانِ رستگارم ملحق فرما.
پناهگاه من تويي
پروردگارا، هرکس به پناهگاهي پناه مي آورد. پناه من تويي. خداوندا، بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم درود فرست و ندايم را بشنو و دعاهايم را اجابت کن و جايگاهم را قرب خود قرار بده و به گاهِ امتحان مرا از گم راهي به وسيله شيطان باز دار. به حقّ عظمتت که تکذيب انساني و خيال پردازي هاي او در آن مؤثر واقع نمي شود و امري هم از آن خالي نيست. تا اين که مرا به مشيتت به سوي خود بازگرداني بدون آن که نسبت به تو بدگمان باشم و در رحمتت شبهه کنم. به درستي که تو مهربان ترينِ مهرباناني.
اي مهربان ترين مهربانان
[پروردگارا،] تو آن خدايي که گفتار مؤمنان و کساني را که عمل صالح انجام مي دهند، اجابت کردي تا فضل بيشتري به آنان ارزاني داري. پس مرا از کوچک ترينِ خوانندگان و رغبت کنندگانِ به سويت قرار مده. دعاي مرا همان گونه که دعاي مؤمنان واقعي را اجابت کردي، به مرحله اجابت برسان و به حق آنان مرا با پاکيزگي ات از پاکيزگان قرار ده و دعا و نمازم را به شايستگي قبول فرما. باقي مانده عمرم و مرگم را پاکيزه قرار ده و مرا در ميان بازماندگان باقي مدار و مرا به دعايم حفظ کن و فرزندانم را نيکو دار و با هر چيزي که فرزندان اوليا و مطيعان درگاهت را حفاظت کردي آنان را حراست فرما، به حقّ مهرباني ات اي مهربان ترينِ مهربانان.
به عضمت پرتو جمالت
[خداوندا،] از تو مي خواهم، به عظمت پرتو جمالت، که آسمان ها و زمين از آن نور گرفت و تاريکي ها از پرتو آن روشن شد بر محمد صلي الله عليه و آله وسلم و آل او درود فرستي و امر زندگي و دنياي ديگرم را کفايت کني و تمامي کارهايم را اصلاح فرمايي و مرا يک لحظه به خودم وامگذاري و کار من و خانواده ام را سامان بخشيده، مشکلاتمان را برطرف گرداني و من و آنان را از خزانه هاي فضل بسيارت که هرگز پايان نمي پذيرند برخوردار سازي... خداوندا، جانم را پرهيزگار و باتقوا ساز؛ چرا که تو مولا و سرپرست وجود من و بهترين کسي هستي که مي تواني تمام وجودم را پاکيزه گرداني. خداوندا، راه هدايت را به من نشان ده و تقوا و پرهيزگاري را بر من الهام کن. ...
کلمات قصار از امام حسين عليه السلام
:: هر کس خدا را بپرستد و خق بندگي او را بجاي آورد , خداوند به او بيش از آنچه مي خواهد مي رساند .
:: اگر سه چيز نبود , هرگز فرزند آدم سر تسليم فرو نمي آورد : فقر و نيازمندي , بيماري و مرگ .
:: اسقاط تدريجي خدا بر بنده خود , اين است که تمام نعمتها را بر او مي بخشد و شکر و سپاس را از او مي گيرد.
:: بخيل کسي است که در سلام کردن بخل ورزد. نيز مي فرمايند : به کسي که سلام نداده اجازه صحبت ندهيد.
:: کسي از نظر مقام و منزلت بزرگوارتر است که به زرق و برق دنيا در دست هر که باشد ارزش قائل نشود.
:: هر کس از کار فرو ماند و راه تدبير بر او بسته شود , کليدش مداراست.
:: بپرهيز از کاري که براي آن ناچار به عذرخواهي شوي . زيرا مومن نه بدي کند و نه پوزش طلبد ولي منافق هر روز بدي مي کند و عذر مي خواهد .
:: خداوندا مرا با احسان خود , فزون طلب منما و با بلا و گرفتاري ادب مکن.
فايده صله رحم
کسي که دوست دارد عمر طولاني داشته باشد و روزي اش زياد شود، به صله رحم و ارتباط با خويشاوندان بيشتر بپردازد.
اهميت مدارا با مردم
کسي که بر اثر روي آوردن مشکلات و گرفتاري ها دچار سرگرداني شود، کليد حل مشکلش نرمي و مدارا با مردم است.
ادب چيست؟
ادب آنست که هر وقت از منزلت بيرون رفتي و به هرکس که برخوردي او را از خودت بهتر بداني.
احسان به همگان
مردي در حضور امام حسين عليه السلام گفت: نيکوکاري در حق نااهل آن را هدر و ضايع مي سازد. امام حسين عليه السلام خطاب به آن مرد فرمودند: چنين نيست؛ بلکه احسان همانند باران است که به همه افراد، چه خوب باشند يا بد، سود مي رساند.
خطر نعمت زياد
اگر خداوند متعال در نتيجه ناسپاسي بنده اي بخواهد به تدريج او را غافل گير سازد، نعمت فراوان به او مي دهد و توفيق سپاسگزاري را از او سلب مي کند.
لزوم پرهيز از کارهاي ناپسند
از هر کرداري که موجب عذرخواهي است پرهيز کن که يقينا انسان مؤمن نه بدي مي کند و نه عذرخواهي؛ امّا انسان منافق پيوسته بدي مي کند و به دنبال آن مجبور به عذرخواهي مي شود.
دوستي اهل بيت عليه السلام دوستي پيامبر(ص) است
هرکس با ما دوستي کند با رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم دوستي کرده و هرکه با ما دشمني کند با پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم دشمني ورزيده است.
جهاد با نفس
امام حسين عليه السلام جهاد را بر چهار قسم تقسيم کرده، مي فرمايد: يکي از دو جهاد واجب، جهاد انسان با نفس خود در برابر گناهان است که اين از بزرگ ترين جهادها به شمار مي آيد.
معني بزرگواري و بي نيازي
امام حسين عليه السلام در تبيين حقيقت بزرگواري و بي نيازي مي فرمايند: بزرگواري در احسان به خويشاوندان و چشم پوشي از خطاهاي آنهاست و بي نيازي آرزوي کم داشتن و خشنود بودن به چيزي است که براي تو کفايت مي کند.
با گذشت ترين مردم
بخشاينده ترين مردم کسي است که در موقع برخورداري از قدرت ببخشايد.
چگونه عمل کنيم؟
همانند کسي عمل کن که مي داند در مقابل گناهان مؤاخذه خواهد شد و در مقابل کارهاي نيکي که انجام مي دهد پاداش دريافت خواهد کرد.
از جمله نشانه هاي انسان عالم آن است که گفتارهاي خود را مورد نقادي قرار مي دهد و به شيوه هاي صحيح انديشه آشنايي دارد.
سفارش به صبر
در آنچه ناپسند مي شماري ولي تو را به حق و رعايت آن وادار مي سازد صبر کن و همين طور در مواردي که هوا و هوس تو را به سويي سوق مي دهد، مقاومت کن.
راه کمال عقل
عقل جز از طريق پيروي از حق کامل نمي شود.
در ردّ نکردن نيازمند
نيازمند آبرويش را با درخواست از تو حفظ نکرده است؛ پس تو آبروي او را با ردّ نکردن درخواست او محفوظ دار.
نشانه دوست و دشمن
کسي که تو را دوست بدارد تو را از مرتکب شدنِ امور ناشايست نهي مي کند؛ ولي کسي که دشمن تو باشد تو را به انجام دادن کارهاي زشت تشويق مي کند.
پرهيز از ستم به بي کسان
بپرهيز از ستم روا داشتن بر کسي که جز خداوند عزّوجلّ ياوري ندارد.
اثر هم نشيني با بدان
هم نشيني با افراد پست و بدکار موجب شرّ و نشست وبرخاست با افراد فاسق و زشت کار خطرآفرين و اتهام آور است.
اثر شکرگزاري
شکرگزاري تو بر نعمت گذشته موجب روي آوردن نعمت هاي جديد است.
اوصاف بد زمامداران
بدترين صفات زمامداران، ترس از دشمنان، بي رحمي نسبت به ناتوانان و تنگ چشمي نسبت به ديگران در وقت بخشش است.
زمينه بهره مندي کامل از زندگي
پنج نعمت بزرگ است که هرکس از اين پنج نعمت برخوردار نباشد، از زندگي زياد بهره مند نمي شود و آنها عبارتند از: عقل، دين، ادب، حيا و اخلاق خوش.
اثرخداترسي در دني
فرمودند: در روزقيامت کسي از عذاب و عقاب الهي در امان نيست، مگر فردي که در دنيا از خدا ترسيده باشد.
عاجزترين و بخيل ترين مردم
عاجزترينِ مردم کسي است که از دعا کردن ناتوان باشد و بخيل ترين مردم کسي است که در سلام کردن به ديگران بخل بورزد.
پرهيز از عيب جويي
کسي که از مردم عيب جويي نکند از عذرخواهي بي نياز است.
ذمّ مقدم داشتن رضاي غيرخد
مردمي که خشنودي خودشان را بر خشنودي خداوند متعال مقدم بدارند هرگز رستگار نمي شوند.
نتيجه هواپرستي
حضرت امام حسين عليه السلام در توصيف نتيجه هواپرستي مي فرمايند: از هواهاي نفساني بپرهيزيد که حاصل آن گم راهي و سرانجام آن آتش جهنم است.
موعود
اگر از دنيا جز يک روز باقي نماند خداوند بزرگ آن روز را چنان طولاني خواهد کرد که مردي از فرزندان من قيام کند و جهان را پر از داد کند.
فضيلت مرگ با عزت
مرگز با عزّت بهتر از زندگي در ذلّت است.
توصيه به عذرپذيري
کسي که عذر افراد را، چه حق و چه باطل، نپذيرد، بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.
فضيلت غم زدايي از ديگران
برترين اعمال بعد از نماز غم زدايي از مردم و وارد کردن شادي در دل هاي مؤمنان است.
نيازهاي مردم
آگاه باشيد نياز مردم به شما از نعمت هاي بزرگ خداوند براي شماست. در برابر اين نعمت اظهار ملامت نکنيد که مبادا آن نعمت ممکن است به نقمت تبديل شود.
به چه کسي اظهار نياز کنيم؟
نياز خود را جز به دين دار يا جوان مرد يا صاحب تبار بزرگ مگوييد.
خير دنيا و آخرت
خداوند به هرکس راست گويي و نيک خويي و پاک دامني و پاک خوري روزي کند، خير دنيا و آخرت را به او داده است.
نمونه هايي از اشعار امام حسين عليه السلام
در اين فصل گزيده برخي از سروده هاي امام حسين عليه السلام را مرور مي کنيم.
توصيف فاني بودن همه چيز
سرانجام، همه آنچه در آن هستيم و بدان مي پردازيم از به هم پيوستگي رو به پراکندگي و گسستگي مي نهد و هرآنچه از حلال و حرام که گرد کرديم عاقبت يا در بين فرزندانمان تقسيم خواهد شد يا در ميان افرادي که پيش از مرگ آنها را شايسته پشيزي نمي ديديم. همه دوستان و آشنايان پس از يک دهه ما را فراموش خواهند کرد، درحالي که بدن ما نيز در آن موقع به صورت استخوان هاي پوسيده در خواهد آمد. گويي از روي دوستي و مهرباني با همديگر زندگي نکرده ايم و آنان هرگز چنين يار موافقي نداشته اند.
تشويق به تقوا
اي کسي که فريفته دنيا شده اي، براي چه کسي اين همه اموال فراهم مي آوري؟ به زودي از دنيا رخت برخواهي بست، در حالي که پس از تو همسرت با اموال به ارث مانده تو تنها خواهد ماند و وصيِ تو را به فراموشي خواهد سپرد، بدون آن که به توصيه هاي تو وفا کرده باشد و کار آشفته تو را سامان بخشيده باشد. به تحقيق گناهان بسياري در طول زمان مرتکب شدي که بر اثر آن راه هاي بيداري و نجات بر تو بسته شد. اکنون تو به غير از پرهيزگاري هيچ پناه و پشتيبان و هيچ فريادرسي نداري.
درمان گناهان
با مداوا هر دردي را درمان مي کني در صورتي که براي بيماري گناهت هيچ درماني وجود ندارد، به جز زاري خالصانه به درگاه خداوند رحمان همراه با خواست هراسمندانه و يقيني از روي اميد. به جز شب زنده داري طولاني در طلب عفو آن هم در پس پرده قيرگون شب و اظهار پشيماني در تمام اوقات از گناه [چاره اي نداري]. باشد که فرداي قيامت گرامي باشي و شادمانه به مقام رستگاري برسي.
در وصف حضرت عباس
امام حسين عليه السلام پس از شهادت حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام در حالي که از شدت ناراحتي مي گريستند اشعاري به اين مضمون مي خواندند:
اي برادر، اي نور چشم من، اي پاره قلب من، تو براي من تکيه گاه و پشتيبان استواري بودي. اي فرزند پدرم تو همواره برادرت را به نيکي ها سفارش مي کردي تا آن گاه که خداوند متعال شربت گواراي شهادت را قسمت تو کرد. اي ماه تابان من تو در همه گرفتاري ها پشتيبان من بودي. پس از تو زندگاني براي ما گوارا نيست. به زودي در بهشت الهي گردهم جمع خواهيم شد. همانا شکوه ها و دشواري ها و تنگناها را فقط به خداوند باز مي گوييم.
اشعار امام حسين عليه السلام در منزل صفاح
وقتي امام حسين عليه السلام با فرزدق در منزل صفاح ديدار کردند، فرزدق از شهادت مسلم بن عقيل خبر داد. امام حسين عليه السلام پس از سخناني اين اشعار را بر زبان جاري ساختند:
دنيا هر قدر هم زيبا باشد، پاداش الهي زيباتر و بزرگ تر از آن است. اگر بدن ها براي مردن آفريده شده اند پس کشته شدن با شمشير در راه خدا بهتر است. اگر روزي ها تقسيم شده است و به هرکس هر اندازه که مقدّر شده مي رسد، پس کم کردن حرص در طلب روزي زيباتر است. اگر انسان اموال را در دنيا باقي مي گذارد و مي رود، چرا انسان آزاده به آن بخل بورزد. سلام خدا بر شما اي خاندان پيامبر، گويا مي بينم که شما به زودي کوچ خواهيد کرد. اگر نتيجه رفتار و اعمال انسان ها روزي به خودشان باز خواهد گشت، چه بهتر است که انسان خوش خلق و نيک سيرت باشد.
در توصيف حرّ بن يزيد رياحي
وقتي حرّ در مبارزه با لشکريان به زمين افتاد دوستان او جنازه اش را به طرف خيمه هاي امام حسين عليه السلام آوردند. او هنوز مختصر رمقي داشت. امام حسين عليه السلام در حالي که با دست مبارکشان صورت او را نوازش مي کردند، اين اشعار را زمزمه مي فرمودند:
چه نيکو آزاده اي است حرّ بن رياح که توانست تيزي نيزه هاي دشمنان را صبورانه تحمل نمايد. چه آزاده خوبي است که با حسين پيمان بست و در اين راه سحرگاه جان خود را تقديم کرد. به تحقيق رستگار شدند آنهايي که حسين را ياري کردند. آنها با هدايت شدن و اصلاح خودشان به رستگاري بزرگي دست يافتند.
در توحيد و ستايش خداوند
او خدايي است که ما را هيچ معبود حقي جز او نيست. او بس مهربان و صاحب منّت و رحمت بر خلايق است. از راه اخلاص و حمد و شکر با قلب و زبان به يگانگي او ايمان دارم. عمر خود را بدون آن که از آفت ها آن را حفظ کنم با سهل انگاري به پايان بردم. اکنون عاجزانه از او درخواست دارم که از من راضي شود؛ چون ندانسته در پي آرزوهاي دنيا رفته به خود ستم روا کردم. از گناه و تقصير و سهل انگاري ها به سوي او بر مي گردم و از همه کوتاهي هايي که انجام داده ام توبه مي کنم.
در ياد کرد قبر و قيامت
دنيازده خوش خيال به زودي از کاخ هاي آراسته دنيا به خانه خاک سپرده خواهد شد. در آن جا تنها و جدا از ديگران در حالي که رنگ پريدگي تنهايي و غربت او را فرا گرفته است رها مي شود. هراس قيامت دشوارترين کاري است که انسان در موقع فرا خوانده شدن به حساب رسي روز جزا دچار آن مي شود. انسان هرکردار و نيک و بدي که انجام داده است در روز قيامت نامه عمل خود مشاهده خواهد کرد. اگر خردمند باشيم هنگام توشه گيري و بهره برداري از قسمت باقي مانده جواني فرا رسيده است.
ضرورت شتاب کردن در توبه
بر تو لازم است که خود را از هواي نفس در امان نگه داري؛ چرا که هيچ چيز لذّت بخش تر از سامان يابي و خوب شدن نيست. صبحگاهان به گونه اي آماده مرگ باش که گويي تا شب زنده نخواهي ماند. چه بسيار شب رو تن درستي که ميان ما بود و نوحه گرانش پيش از بامداد خبر مرگ او را فرياد زدند. پيش از مرگ شتاب کن و در آن کوش که از گناهان بزرگي که کرده اي توبه کني. صاحب وقار آن نيست که از اصلاح دوري گزيند بلکه باوقار کسي است که همواره براي رستگاري مهيا باشد.
ترغيب به زهد
بدانيد رقابت صحيح تنها در زهد و بي رغبتي به دنياست و در غير اين کار هيچ گونه رقابت و مسابقه شايسته نيست. تمام چيزهاي که انسان از دنيا به دست آورده است از ريشه نابودشدني است و تنها کار نيک است که در نزد خداوند متعال ماندگار است. طولي نمي کشد که پشيماني انيس تو خواهد شد و آن گاه که از دنيا رانده مي شوي آه سرد حسرت خواهي کشيد. آيا مي داني که آن روز چه روز سختي است؟ بينديش تا به اين باور دست پيدا کني که آن روز روز جدايي است؛ آن چنان جدايي که همانندي براي آن نيست؛ زيرا ديگر اميدي به ديدار ديگر در بين نخواهد بود.
انحطاط انسان
براي انسان اين ننگ بس است که ببيني از منزلت والاي انسانيّت به پستي سقوط و تباهي فرود آمده باشد.
همواره بر کارهاي ناشايست حريص، امّا بر کارهاي شايسته و خوب سست و بي ميل است.
با اشاره دست، از بالاي تخت قدرتش به همه زيردستان امر و نهي مي کند.
باورش اين است که چنگ و ساز و دف سبب عبور از پل صراط است.
حقيقت اين است که اين چنين انساني تيره بخت و از روي عجز گمراه شده و دلِ پر از هوا و هوس او از شاه رگ حيات ابدي بريده شده است.
پيام هايي از سخنان امام حسين عليه السلام
فرق بين شيعه بودن و دوستدار بودن
شخصي به امام حسين عليه السلام عرض کرد: يا ابن رسول الله من از شيعيان مخصوص شمايم. حضرت به او فرمودند: اي بنده خدا، طبق ادعايي که هم اکنون کردي، بايد همانند ابراهيم خليل عليه السلام از قلب سليم برخوردار باشي؛ چون خداوند متعال درباره ايشان مي فرمايد: «و از شيعيان او حضرت ابراهيم است؛ زيرا با قلبي سليم به درگاه خداوند آمد». پس در حال خود بنگر و ببين اگر قلب تو نيز مانند قلب ابراهيم عليه السلام است بدان که از شيعيان مايي؛ اما اگر به آن مرتبه از اطمينان و سلامت دل نرسيده اي، فقط از دوستداران ما محسوب مي شوي».
منزلت معلم معارف ديني
در فرهنگ اسلامي به علم و علم آموزي اهميت فوق العاده اي داده شده است؛ به گونه اي که علي عليه السلام تصريح مي کنند: «هرکس به من حرفي بياموزد مرا بنده خود ساخته است». و نقل مي کنند وقتي عبدالرحمن سلمي، معلم يکي از فرزندان امام حسين عليه السلام ، به او سوره حمد را آموخت امام حسين عليه السلام هداياي به او دادند که چنين عملي در مقابل چنان کاري تا به آن روز از کسي ديده نشده بود. بعضي از افرادي که چنين بخششي را از آن حضرت ديدند. به او اعتراض کردند که پاداش مورد استحقاق اين معلم بسيار کم تر از آن مبلغي بود که شما به او عطا فرموديد. امام حسين عليه السلام در پاسخ فرمودند: «اين مقدار پاداش در برابر آنچه او به فرزند من آموخته بود، بسيار ناچيز است. ارزش کار معلم بسيار بيشتر از اين مقدار هداياست».
ضرورت تفکر در امر دنيا و مرگ
امام حسين عليه السلام به پيروان خود توصيه مي کنند در سرگذشت ديگران که پيش از اين در دنيا بودند و در رفاه و آسايش زندگي مي کردند تأمل کنند و همواره به ياد مرگ باشند چرا که اين کار انسان را از گناه باز مي دارد. آن حضرت مي فرمايند: «اي فرزند آدم، کمي انديشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنيا و جهان داران گذشته کجايند؟ آنهايي که شهرها بنا کردند و نهرها را جاري کردند و... و سرانجام با بي ميلي از همه آنها جدا شده، از دنيا رفتند و همه را براي ديگران به ارث گذاشتند. ما هم روزي مثل آنها همه چيز را به ديگران وا گذاشته، به آنها خواهيم پيوست. اي فرزند آدم، هنگامي را به ياد آور که با مرگ دست و پنجه نرم مي کني و در قبر پهلو به زمين مي گذاري و در پيشگاه خدا تمام اعضاي بدنت عليه تو گواهي خواهند داد و رازهاي پنهان آشکار شده، ترازوهاي عدالت برقرار مي شود».
سفارش هايي به گناه کاران
روزي شخصي خدمت امام حسين عليه السلام آمد و عرض کرد: اي پسر رسول خدا، من فرد گناه کاري هستم و توانايي دست برداشتن از گناه را ندارم. با اين حال از شما درخواست دارم که مرا موعظه کنيد. امام حسين عليه السلام فرمودند: «اي مرد، هرچه مي خواهي بکن اما قبل از انجام دادن گناه چند چيز را رعايت کن: اول اين که از رزق و روزي خداوند نخور، آن گاه هرکاري مي خواهي انجام بده؛ دوم آن که از ملک خدا بيرون برو بعد هرچه دوست داري گناه کن؛ سوم آن که در جايي برو که خداوند تو را نبيند؛ چهارم، هرگاه ملک الموت خواست روح از بدنت جدا کند و جانت را بگيرد او را از خود دور کن؛ پنجم اين که وقتي مالک دوزخ تو را به سوي آتش مي برد اگر مي تواني از کار او جلوگيري کن و وارد آتش جهنم نشو. در آن صورت هرچه مي خواهي گناه کن».
اقسام عبادت کنندگان
همانند ساير اصناف مردم، عبادت کنندگان نيز با هم ديگر فرق مي کنند. امام حسين عليه السلام در روايتي اقسام عبادت کنندگان را به سه گروه تقسيم مي کنند و مي فرمايند: «گروهي از مردم به اميد پاداش و رسيدن به نعمت هاي بيشتر، از جمله وارد شدن به بهشت، خدا را عبادت مي کنند. اين از نوع عبادت سوداگران است. گروهي ديگر از ترس عذاب الهي به بندگي و عبادت مشغول مي شوند. اين، عبادتِ بردگان است. اما گروهي به جهت شکرگزاري و قدرداني از نعمت هاي الهي و تسليم در برابر عظمت خداوند او را عبادت مي کنند. اين، عبادتِ آزادگان است و بهترين نوعِ عبادات همين نوع بندگي و عبادت است».
اقسام برادران ديني
امام حسين عليه السلام درباره اقسام برادران ديني مي فرمايند: «برادران ديني چهار گونه اند: برادري که هم در فکر توست و هم در فکر خويش. اين گونه برادران طوري عمل مي کنند که هميشه بين شما دوستي برقرار باشد و رشته برادري بريده نشود. برادري هم هست که در دوستي فقط به فکر توست؛ يعني در محبت کردن به تو به مرتبه اي رسيده است که از طمع دنيوي نسبت به تو و آنچه در دست داري گذشته است و هيچ چيزش را از تو دريغ نمي دارد. اما برادري هم هست که هميشه به فکر خودش است. چنين فردي دشمني است در لباس دوست، هميشه در انتظار فرصتي است تا بتواند از تو و امکاناتي که در دست توست به نفع خود استفاده کند و حتي از بغض و حسادت نسبت به تو دريغ ندارد. برادري هم هست که نه براي تو سودمند است و نه براي خودش. پس تا مي تواني از چنين دوست بي خردي فاصله بگير».
ارزش دنيا و زرق وبرق آن
امام حسين عليه السلام درباره دنيا و فناپذيري آن مي فرمايند: «اي بندگان خدا، از دنيا برحذر باشيد. اگر بنا بود دنيا به کسي پايدار بماند يا کسي در دنيا حيات جاويد داشته باشد، پيامبران الهي براي بقا سزاوارتر از همه کس بودند؛ ولي خداوند دنيا را به منظور آزمايش آفريده است و ساکنان آن را براي فنا شدن خلق فرموده که تازه گي هاي آن رو به کهنگي دارد. نعمت هايش از بين رفتني و شادي هايش به اندوه تبديل شدني اند. دنيا منزلگاهي است موقت که جاي سکونت دائم نيست. پس از اين دنيا توشه گيريد که بهترين زادوتوشه تقواست... بيچاره کسي است که فريب زرق وبرق اين دنيا را خورده، دل به اين زندگي فاني و زوال پذير ببندد. دنيا هميشه کساني را که با آرزوهاي دراز دل به او بسته اند، نااميد کرده کاخ آرزوهايشان را واژگون مي سازد».
نکوهش اسراف
نقل مي کنند شخصي خانه بسيار مجللي براي خود بنا کرد و امام حسين عليه السلام را براي ديدن خانه اش دعوت کرد تا حضرت پس از بازديد از آن جا در حق صاحب خانه دعاي خيري بکنند. حضرت وقتي وارد خانه شدند با تعجب و تأسف نگاهي به اطراف خانه انداختند. آن گاه فرمودند خانه آخرتت را (به سبب اسراف و زيادروي در هزينه ساختمان سازي) ويران ساخته اي؛ در مقابل به آبادسازي خانه ديگري که فناپذير است پرداخته اي. اگرچه با اين کار خودت را در نزد مردم عزيز و بزرگ داشته اي تا مردم به چشم بزرگي به تو نگاه کنند، اما بدان که در نزد اهل آسمان فردي بسيار پست و حقير محسوب مي شوي و همه آنها تو را دشمن مي دارند».
سفارش به تقو
امام حسين عليه السلام در سفارش به تقوا و بيان آثار آن مي فرمايند: شما را به رعايت تقواي الهي سفارش مي کنم؛ زيرا خداوند براي کسي که تقواي الهي را پيشه خود سازد ضمانت کرده است که احوالش را از آنچه ناخوش مي دارد به آنچه دوست مي دارد، دگرگون سازد و از آن راهي که هرگز گمان نمي کرد روزي اش را مقرر فرمايد. پس بپرهيزيد از اين که در زمره کساني باشيد که از مردم بر گناهانشان بيمناکند ولي از کيفر گناه و کوتاهي هاي خود آسوده خاطر يا غافلند. هرگز کسي با فريب و حيله داخل بهشت نمي شود و کسي جز از طريق اطاعت از احکام الهي به کمالاتي که خداوند براي انسان مقدّر کرده است دست رسي پيدا نمي کند».
مرد آزاده کيست؟
امام حسين عليه السلام مي فرمايند: «هرآنچه در شرق و غرب آفتاب بر آن مي تابد، از قبيل دريا، خشکي، کوه و دشت، همه نزد خداشناسان و اولياي خدا ناچيز و مانند برگشتن سايه است... مرد آزاده اين چيزهاي پست (زخارف دنيوي را) را به مردم دنيا وا مي گذارد؛ زيرا بهاي آزادمرد هيچ چيز جز بهشت نيست. پس شما خود را به غير بهشت نفروشيد و کسي که با به دست آوردن مال و مقام ناچيز دنيا خشنود شود، بي شک به پست ترين چيز راضي شده است».
پايبندي به سلام کردن
نقل مي کنند مردي به حضور امام حسين عليه السلام رسيد و بدون مقدمه و سلام به آن حضرت عرض کرد: «حالتان چطور است؟ خدا عافيتتان دهد!». امام حسين عليه السلام به او فرمودند: «قبل از سخن گفتن سلام کن، بعد سخن بگو. خداوند عافيتت دهد!» آن گاه اضافه کردند: «تا کسي سلام نکرده است به او اجازه سخن گفتن ندهيد؛ چرا که سلام کردن هفتاد پاداش دارد که 69 قسمت آن پاداش براي سلام کننده است و تنها يک قسمت براي جواب دهنده است».
ميانه روي در دوستي
يکي از رفتارهاي زيان بخش عدم رعايت اعتدال در دوستي هاست. چه بسا انسان در نتيجه افراط و تفريط در دوستي موجب رنجش خاطر دوستان خود شود و در نتيجه از آثار و برکات نعمت دوستي محروم گردد. ائمه اطهار عليه السلام در همه امور بر رعايت اعتدال تأکيد مي فرمودند. حتي در دوستي اهل بيت عليه السلام . امام حسين عليه السلام در روايتي پس از سفارش به دوستي خاندان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم ، تأکيد مي فرمايند که در اين کار از حدود تجاوز نکنيد. آن حضرت مي فرمايند: «ما خاندان پيامبر را به شيوه اي که مورد نظر اسلام است دوست بداريد؛ چرا که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: مرا بيش از آنچه سزاوارم ستايش نکنيد. خداوند مرا پيش از آن که به پيامبري برگزيند، به بندگي خود برگزيد».
گرفتاري دوستان اهل بيت عليه السلام
بسياري از افراد بر اين گمانند که هرکس بيشتر پايبند ارزش هاي الهي باشد و رفتارهاي خود را با احکام ديني تطبيق دهد و همين طور رابطه قوي تري با اهل بيت عليه السلام داشته باشد، حتما بايد در رفاه و آسايش و امنيت باشد. در حالي که از مجموعه رهنمودهاي اولياي الهي چنين بر مي آيد که چون انتخاب اين مسير زمينه ساز کمال انسان است و معمولاً کمالات با خواست هاي نفساني خود انسان و منافع ديگران در تعارض است، لذا براي انسان مشکلاتي را در پي دارد. بر اين اساس همواره ائمه اطهار عليه السلام به پيروان خود يادآوري مي کردند که پيروي از اوامر الهي و سيره معصومين عليه السلام خالي از سختي نيست. امام حسين عليه السلام در اين باره مي فرمايند: «سوگند به خدا بلا و تهيدستي و قتل، بسيار زود دامن گير دوستان ما مي شود. بلاها همانند اسبان تيزتک مسابقات و سيلاب ها آنها را به طور ناگهاني فرا مي گيرند». البته اين پيشامدها چون قدرت مقاومت و ميزان اخلاص و ايمان افراد را افزايش مي دهد، در نهايت به سود آنها تمام مي شود و ميزان محبت آنان را به خدا و اولياي او مشخص مي سازد.
شرط سخن گفتن
براي مؤثر واقع شدن سخن شرايط و زمينه هايي لازم است که رعايت آنها موجب نتيجه گيري بهتر و عدم توجه به آنها چه بسا موجب بي تأثير شدن سخن انسان مي شود. امام حسين عليه السلام در اين باره مي فرمايند: «در آنچه به تو ارتباطي ندارد سخني بر زبان جاري مکن؛ چرا که ممکن است به سبب آن در روز قيامت باز خواست شوي و حتي در آنچه مربوط به توست سخن مگو، مگر اين که جا و موقعيت مناسبي پيدا کني؛ زيرا چه بسيار سخن گوياني که گرچه به حق سخن گفته اند، اما چون محل و موقعيت آن را در نظر نگرفته اند مورد تمسخر ديگران واقع شده اند».
نکوهش پوشيدن لباس شهرت
گرچه لباس وسيله اي است براي پوشاندن بدن، اما نوع و رنگ و دوخت آن بايد متناسب با شخصيت انسان و هماهنگ با آداب و رسوم اجتماعي باشد. بنابراين پوشيدن لباس مندرس و کثيف و همين طور لباس تنگ و نامناسب در فرهنگ اسلامي مذموم است. از جمله اموري که در روايات اهل بيت عليه السلام از آن منع شده لباس شهرت است؛ يعني لباسي که انسان به واسطه پوشيدن آن انگشت نماي ديگران يا مورد تمسخر آنها واقع مي شود. امام حسين عليه السلام در اين باره مي فرمايند: «کسي که لباس شهرت بپوشد خداوند متعادل در روز واپسين به او بي اعتنايي مي کند و از او روي بر مي گرداند».
دو نشانه شريف ترين انسان
برخلاف ساير جهان بيني ها ملاک سنجش کمالات آدمي در اسلام، فضيلت هاي اخلاقي و ارزش هاي متعالي انساني است. اموري چون برخورداري از مال و منال و داشتن قدرت اجتماعي و موقعيتِ شغليِ بهتر و جز آن معيار کمال و ميزان تشخيص ارزش واقعي انسان محسوب نمي شود. وقتي از امام حسين عليه السلام سؤال مي کنند «شريف ترين مردم کيست؟»، آن حضرت مي فرمايند: «کسي که پيش از آن که او را پند دهند از پيشامدها پند گيرد و قبل از آن که ديگران او را نسبت به امور آگاه سازند، در نتيجه تيزهوشي و خودسازي خود بيدار شود و به امور اطلاع پيدا کند».
عاشورا و امام حسين عليه السلام در کلام امام خميني (ره)
دست آوردهاي عاشورا
اگر عاشورا و فداکاري خاندان پيامبر نبود، بعثت و زحمات جان فرساي نبي اکرم صلي الله عليه و آله وسلم را طاغوتيان آن زمان به نابودي کشانده بودند. ابوسفيانيان مي خواستند قلم سرخ بر کتاب وحي بکشند و يزيد، يادگار عصر تاريک بت پرستي، به گمان خود با کشتن و به شهادت کشيدن فرزندان وحي اميد داشت اساس اسلام را برچيند و با شعار صريح «لا خبرٌ جاء ولا وحيٌ نَزَلَ» بنياد حکومت الهي را برکند. اگر عاشورا نبود، نمي دانستيم به سر قرآن کريم و اسلام عزيز چه مي آمد، لکن اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست که اسلام رهايي بخش و قرآنِ هدايت را جاويد نگه دارد و حسين بن علي عليه السلام ، اين عصاره نبوّت و يادگار ولايت، را برانگيزد تا جان خود و عزيزانش را فداي عقيدت خويش و امّت عظيم پيامبر اکرم نمايد تا در امتداد تاريخ، خون پاک او بجوشد و دين خدا را آبياري فرمايد و از وحي و ره آوردهاي آن پاسداري نمايد.
انگيزه قيام امام حسين عليه السلام
سيدالشهداء عليه السلام از همان روز اوّل که قيام کردند براي اين امر، انگيزه شان اقامه عدل بود، فرمودند که: مي بينيد که معروف عمل بهش نمي شود و منکر بهش عمل مي شود. انگيزه اين است که معروف را اقامه و منکر را از بين ببرد. انحرافات همه از منکرات است. جز خط مستقيم توحيد هرچه هست منکرات است. اينها بايد از بين برود و ما که تابع حضرت سيدالشهدا هستيم بايد ببينيم که ايشان چه وضعي در زندگي داشت. قيامش، انگيزه اش نهي از منکر بود که هر منکري بايد از بين برود مِن جمله قضيه حکومت جور. حکومت جور بايد از بين برود.
آموزش هاي امام حسين عليه السلام
حضرت سيدالشهدا عليه السلام از کار خودش به ما تعليم کرد که در ميدان، وضع بايد چه جور باشد و در خارج ميدان وضع چه جور باشد و بايد آنهايي که اهل مبارزه مسلحانه هستند چه جور مبارزه بکنند و بايد آنهايي که در پشت جبهه هستند چطور تبليغ بکنند ـ کيفيت مبارزه را کيفيت اين که مبارزه بين يک جمعيّت کم يا جمعيت زياد بايد چطور باشد، کيفيت اين که قيام در مقابل يک حکومت قلدري که همه جا را در دست دارد با يک عده معدود بايد چطور باشد ـ اينها چيزهايي است که حضرت سيدالشهدا به ملّت آموخته است و اهل بيتِ بزرگوار او و فرزند عالي مقدار او هم فهماند که بعد از اين که آن مصيبت واقع شد بايد چه کرد.
محرم ديباچه سرخ شهادت
ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاري آغاز شد؛ ماهي که خون بر شمشير پيروز شد؛ ماهي که قدرت حق باطل را تا ابد محکوم و داغ باطل بر جبهه ستم کاران و حکومت هاي شيطاني زد؛ ماهي که به نسل ها در طول تاريخ راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت؛ ماهي که شکست ابرقدرت ها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند؛ ماهي که امام مسلمين راه مبارزه با ستم کاران تاريخ را به ما آموخت؛ ماهي که بايد مشت گره کرده آزادي خواهان و استقلال طلبان و حقّ گويان بر تانک و مسلسل ها و جنود ابليس غلبه کند و کلمه حق، باطل را محو نمايد.
پيروزي امام حسين عليه السلام
سيد الشهدا عليه السلام کشته شد؛ شکست نخورد؛ لکن بني اميّه را چنان شکست [داد] که تا آخر نتوانستند ديگر کاري بکنند. چنان اين خون آن شمشيرها را عقب زد که تا الآن هم که ملاحظه مي کنيد باز پيروزي با سيّدالشهداست و شکست با يزيد و اتباع اوست.
راه زنده ماندن اسلام
کربلا را زنده نگه داريد و نام مبارک حضرت سيدالشهدا را زنده نگه داريد که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته مي شود.
سرآغاز زندگي جاويد اسلام
شهادت سيدِ مظلومان و هواخواهانِ قرآن در عاشورا، سرآغاز زندگي جاويد اسلام و حيات ابدي قرآن کريم بود. آن شهادت مظلومانه و اسارت آل اللّه تخت و تاج يزيديان را که با اسم اسلام اساس وحي را به خيالِ خامِ خود مي خواستند محو کنند براي هميشه به باد فنا سپرد و آن جريان، سفيانيان را از صحنه تاريخ به کنار زد.
قدرت خون سيدالشهدا
اين خون سيدالشهداست که خون هاي همه ملت هاي اسلامي را به جوش مي آورد و اين دستجات عزيز عاشوراست که مردم را به هيجان مي آورد و براي اسلام و براي حفظ مقاصد اسلامي مهيا مي کند. در اين امر سستي نبايد کرد.
کُلُّ ارضٍ کربلا
سيدالشهداء همه جا هست. «کلُّ اَرْضٍ کربلا؛ همه جا محضر سيدالشهدا است... همه محراب ها از سيدالشهدا است... امام حسين نجات داد اسلام را.
درس سيّدالشهدا
حضرت سيّدالشهدا به همه آموخت که در مقابل ظلم و در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه بايد کرد. با اين که از اوّل مي دانست که در اين راه که مي رود راهي است که بايد همه اصحاب خودش و خانواده خودش را فدا کند و اين عزيزان اسلام را براي اسلام قرباني کند، لکن عاقبتش را هم مي دانست. اگر نبود اين نهضت، نهضت حسيني، يزيد و اتباع يزيد اسلام را وارونه نشان مي دادند.
امام حسين عليه السلام و عاشورا در کلام مقام معظم رهبري
عاشورا، حرکتي در دو جبهه
... ماجراي عاشورا عبارت از يک حرکت عظيم مجاهدت آميزي در دو جبهه است. هم در جبهه مبارزه با دشمن خارجي و بيروني ـ که همان دستگاه خلافت فاسد و آن دنياطلباني بود که به اين دستگاه قدرت چسبيده بودند و قدرتي را که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم براي نجات انسان ها آورده بود استخدام و استثمار کرده بودند و عکس مسيري که اسلام و نبي مکرم اسلام صلي الله عليه و آله وسلم خواسته بودند و اراده کرده بودند حرکت مي کردند ـ و هم در جبهه دروني که آن روز که جامعه به طور عموم به سمت همان فساد دروني حرکت کرده بود...
اثر محبّت به امام حسين عليه السلام
... اگر محبّت در تشيع نبود اين دشمني هاي عجيبي که با شيعه شده بايد او را از بين مي برد. همين محبّت شما مردم به حسين بن علي عليه السلام ضامن حيات و بقاي اسلام است اين که امام [خميني رحمه الله ] مي فرمود: «عاشورا اسلام را نگه داشت» معنايش همين است...
عاشورا، محرک مسلمانان
ماجراي حسين بن علي عليه السلام حقيقتا موتور حرکت قرون اسلامي در جهت تفکرات صحيح اسلامي بوده است. هر آزادي خواه و هر مجاهدِ في سبيل اللّه و هرکس که مي خواسته است در ميدان خطر وارد شود از آن ماجرا مايه گرفته و آن را پشتوانه روحي و معنوي خود قرار داده است. در انقلاب ما اين معني به صورت بينّي واضح بود...
بي نظير بودن واقعه عاشورا
از اوّل تا آخر حادثه عاشورا به يک معني نصف روز بوده، به يک معني دو شبانه روز بوده [است]... شما ببينيد اين نصف روز حادثه چه قدر در تاريخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... در تاريخ تشيع، بلکه در تاريخ انقلاب هاي ضدظلم در اسلام ـ ولو از طرف غير شيعيان ـ حادثه کربلا به صورت درخشان و نمايان اثربخش بوده... من هيچ حادثه اي را در تاريخ نمي شناسم که با فداکاري آن نصف روز قابل مقايسه باشد.
فلسفه قيام امام حسين عليه السلام
در زيارتي از زيارت هاي امام حسين عليه السلام که در روز اربعين خوانده مي شود جمله اي بسيار پر معني وجود دارد و آن اين است: «و بَذَلَ مُهجَتَهُ فيک لِيَسْتَفيدَ عِبادَکَ مِنْ الجَهالَة». فلسفه فداکاري حسين بن علي عليه السلام در اين جمله گنجانده شده است. زائر [امام حسين عليه السلام ] به خداي متعال عرض مي کند که اين بنده تو، اين حسين تو، خون خود را نثار کرد تا مردم را از جهالت نجات بدهد و [از] «حيْرةُ الضَّلالَةِ»؛ [هم چنين تلاش کرد] مردم را از سرگرداني و حيرتي که در گم راهي است نجات بدهد...
نتيجه تفکر در مسئله عاشورا
هرچه درباره مسئله عاشورا و قيام حسيني بيشتر فکر کنيم باز هم اين قضيه در ابعاد مختلف داراي کشش و گنجايش انديشيدن و بيان کردن است. هرچه بيشتر درباره اين قيام عظيم فکر کنيم، ممکن است حقايق تازه اي بيابيم...
اثر عزاداري هاي سنتي
اين عزاداري هاي سنتي مردم را به دين نزديک مي کند.
... عاشورا وكربلا در نگاه امام جايگاه ويژه اي دارد وامام نظر گاه بلندي به عاشورا افـكنـده وآن رادست مايه سترگي براي آفريـنـش انقلاب اسلامي يافته واز آن الهام گرفته است امام خميني(ره) قيام خودرابرگرفته ازقيام سيدالشهدامعرفي ميكندوبه آن افتخارمي كندو يادآورمي شـودكه مابـايستي درسـهاي شجاعـت،شهـادت،عدالـت، عدالـت خـواهي،مبارزه باظـلم، ودفاع از مكتب رافراگيريم.وبااستدلال به شيوهوسيره ي زندگي امام حسين(ع)منطق راحـت طلبـان بـي درد سازشگران دنـياطلب و تماشاچيان توجيه گر رامردودمي شمارد.
اين بدان جـهت اسـت كه خط سرخ شيعه كه هـمان اسلام ناب محمدي است در كربلا برجسته ترمي شود.درپرتونهضت عـاشوراآزادي خواهـي،ذلت ستيـزي وشهادت طلبي كه لازمه مـبـارزه بادستگاه جور است پررنـگ ترمي شود. لـذاپژوهشگـران ومورخان قيام امام راداراي ويژگي هاي كه نـه تنهادرقرن هاي معاصربلكه درطول تاريخ نظيرنداد.بي شك يكي ازآن ويژگي هاپيوندي است كه بين انقلاب امام خميني(ره)وانقلاب امام حسين در سال61هجري وجود دارد.
نگاهي كلي به شخصيت امام حسين(ع)از نگاه امام خميني
?-قيام براي خدا: سيد الشهداء با چند نفر ازاصـحاب قيام كردندچون قيام لله بود اساس سلطنت آن خبيث را درهم شكستند.
2-مسؤليت پذيري: در بحث مسؤليت پذيري از همه انبياء و اولياءبارزتر و معروف تر سيدالشهـدا است.
اگر وضع تفكر امام حسين(ع) مثل بعضي از مقدسين جامعه خودش بودكربلايي پيش نمي آمديـك راحت طلبي بود وكـناره گيري از جـامعه لكن وضـع تفكرامام حسين(ع)طورديگري بود
?-شهادت طلبي: هرچه روزعاشوراوشهادت به امام حسين(ع)نزديك ترمي شدافروخته ترمي شد.جوانان اومسابقه مي دادندبرسر اين كه شهيـد شونـد، همه مي دانستنـد كه بعداز چندساعت ديگر شهيدند.
?- صبر واستقامت:روزعاشوراوشب يازدهم مصائب ومخايفي اتفاق افتادكه تحمل اين همه سختي و رنج ومشقت را كسي جز حضرت زينب(س) نداشت.
?-تجليات عرفاني و جود مقـدس امـام حسين(ع):ماكه تابع امام حسين(ع)هستيـم بـايـد بـه تفكردر مسائل عرفاني وملكوتي امـام حسيـن(ع) بـپردازيـم و ببينيم ايشان چه وصفي در زندگي داشت.قـيـامـش، انگيزه اش نهي از منكر بود كه منكري بايد ازبين برود.مناجات شعبان، دعاي عرفه امام حسين و...
فلسفه ي نهضت عاشورا
اگر در رابطه با فلسفه نهضت امام حسين(ع) بخواهيم صحبت نماييم بايد به يك متفكر واسلام شنـاس ژرف انديش بپردازيم كه بهتر از امام راحل پيدا نمـي شود.امام راحل اهداف مختلفي رابراي قيام امام حسين(ع)بيان كردكه اولاً همه اينها در طول يكديگرند و نه تنهابا هم مناقاتي ندارند بلكه مكمل هم هستند.
?- بازگرداندن جامعه به سنت وسيره ي پيامبر: به دلـيل نحراف جامعه اسلامي از سنت وسيرهينبوي دردورهي حاكميت يزيدامام حسين(ع)تلاش اصلي ومحوري خودرا بازگر داندن جامعه به سنت وسيره ي نبوي معـرفي مي نمايد.امام حسين(ع) درخطبه اي مي فرمايدكه پيامبر اكرم فرموده است:كسي كه ببينديك سلطان جائري حلال مي شمرد حرمـات الله را و مـع ذالك سـاكت شد و تغيير نداد باقول خودش بـا عمل خودش ايـن انجـرفي كه سلطـان جائر پيداكرده حتم اسـت برخداي تبارك وتعالي كه جاي اوراهم همان جايسلطان جائردرآخرت قرار بدهد.
?-حفظ واحياي شريعت: درطول هدف پيشين احـياي شريعت اسلاميازدستبردوتطاول معاندانازجمله هدف هـاي والاي حسيني است.خطري كه كه معاويه ويزيد براي اسلام داشتند منصب خلافـت نبود اين كمترين خطر بود ولي خطر اصلي اين بود كه مي خواستند :
الف) اسلام را به صورت سلطنت دربياورند.
ب) ميخواستند معنويت رابه صورت طاغوت درآورند
ج)اسلام را منقلب كنند و به يك رژيم كاملاً طاغوتي درآورند.
د) اسلام راوارونه كردند سلطنت بود اين خطر بزرگي بود كه امام حسين(ع) با قـيامش و نـثـار خـونـش آن رارفـع كرد. سيد الشهدا در اين راه جان خـود رافدا كرد.
?-اقامه ي عدل ومعروف و رفع مـنكر: از هـمان روزاول فـرمودند:
مي بينيدكه به معروف عمل نمي شود و به منكر عمل مي شود. اوانگيزه اش اين بود كه معروف را اقامه كندومنكر را از بـين ببرد. انحراف همه ازمـنكرات است و جز خط مستقيـم توحيد هرچه هسـت منكر است وبايد از بين برود.
?-تشكيل حكومت اسلامي:آنهاكه خيال مي كـنندكـه سيدالشهدابراي حكومت نيامده بود و خود اينها براي حكومت آمدندسخت دراشتباهند.براي اينكه حكومت بايددردست كسي مثل سيدالشهداباشدزيرااصل قيام انبياء از اول تا آخراين بوده است.
?-شهادت: خون شهيد رسواگر ظالم ونشانه نزديك ترشـدن پيروزي مكتب است هرشهيدي كه مي دادابتهاج حسين زيادتر مي شد چراچون به هدف و يك قدم به پيروزي نـزديـك ترمي شد.
?-انجام اصلاحات بنيادي:بني اميهچه كساني هستند شجره ملعونه، ناگزير اسلام آوردند،بادرون كفر وظاهراسلام، مصـداق بارزنفاق هستند. سوء استفاده ي بعداز رحلت پيامبركه شامل موارد ذيل است.
الف) سلطه خود را بر دنياي شرق تا غرب بگسترانند
ب) سيره ي نبي مكرم را مبـني بر مـال وثـروت و...دانستند.
دستاوردهاي قيام عاشورا
حفاظت از انديشه هاي اسلامي:
پيغمبر(ص) فرمود: انامن حسين يعني ديانت رااو نگه مي دارد وايـن فدا كاري و ديانت اسلام رانگه داشته است و ما بايد اين را نگه داريـم بايد رمزبقاي مذهب وممالك اسلامـي مـمالك شيعي رابدانيم چه بوده وآن راحفظ كنيم.
?- عاشورا نماد غلبه حق بر باطل:امام حسين(ع) ويارانش كشته شـده اند اما پيروزي نهـايي از آن آنـهاست چـون مكتبشـان شكـست نخورد. يزيـد ويـارانـش در مـزبـله تـاريـخ دفـن شدند تا ابد . و اين است پيروزي خـون بر شمشير وحق بر باطل.
دروس عاشورا
?- رابطهي دين و سياست و لزوم بر خورداري از بينش سياسي
?- لزوم فداكاري در راه احياي شريعت
?- درس جاودانگي در پرتو شهادت
?- تحمل رنج ها و مشقت ها
?- درس شجاعت
?- اداي تكليف در هر صورت
?- چگونگي مبارزه، انقلاب وتسليم نشدن
احياي دين امروزه چگونه محقق مي شود
امام خميني مي فرمايد: احياي دين در اين عصر بدون احيـاي عاشوراممكن نيست چون تـنها راهكار بـراي احياي دين انقلاب بوده وتنها راه به حـركت درآوردن چرخ عظيم انقلاب احـياي عاشورا حسيني است.
محرم در کلام حضرت امام خميني (ره):
امام خميني (ره): اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.
محرم در کلام حضرت امام خميني (ره) اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است با حلول ماه محرم ، ماه حماسه و شجاعت و فداکاري آغاز شد ؛
ماهي که خون بر شمشير پيروز شد ، ماهي که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطل بر جبهه ستمکاران و حکومتهاي شيطاني زد ، ماهي که به نسلها در طول تاريخ ، راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت ، ماهي که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند ، ماهي که امام مسلمين ، راه مبارزه با استکباران تاريخ را به ما آموخت ، راهي که بايد مشت گره کرده آزاديخواهان و استقلال طلبان و حق گويان بر تانکها و مسلسلها و جنود ابليس غلبه کند و کلمه حق ، باطل را محو نمايد.
امام مسلمين به ما آموخت که در حالي که ستمگر زمان بر مسلمين حکومت جابرانه مي کند ، در مقابل او اگرچه قواي شما نا هماهنگ باشد به پا خيزيد و استنکار کنيد و اگر کيان اسلام را در خطر ديديد ، فداکاري کنيد و خون نثار نماييد .
اهداف نهضت و قيام امام حسين (عليه السلام)
از نگاه رهبر معظم انقلاب
________________________________________
در مقام تبليغ و واقع ، حركت امام حسين(ع) براى اقامهى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلبالاصلاح فى امّة جدّى اريد ان امر بالمعروف وانهى عنالمنكر ...». در زيارت اربعين كه يكى از بهترين زيارات است، مىخوانيم: «و منحالنّصح و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك منالجهالة و حيرةالضّلاله». آن حضرت در بين راه، حديث معروفى را كه از پيامبر(ص) نقل كردهاند، بيان مىفرمايند: «ايهاالنّاس انّ رسولاللَّه صلّىاللَّه عليه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرماللَّه ناكثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسولاللَّه صلّىاللَّه عليه و اله و سلم يعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لاقول كان حقّا علىاللَّه ان يدخله مدخله».
تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نيز گفتارى كه دربارهى آن بزرگوار از معصومين رسيده است، اين مطلب را روشن مىكند كه غرض، اقامهى حق و عدل و دين خدا و ايجاد حاكميت شريعت و برهم زدن بنيان ظلم و جور و طغيان بوده است. غرض، ادامهى راه پيامبر اكرم(ص) و ديگر پيامبران بوده است كه: «يا وارث ادم صفوةاللَّه يا وارث نوح نبىّاللَّه ...» و معلوم است كه پيامبران هم براى چه آمدند: «ليقومالنّاس بالقسط». اقامهى قسط و حق و ايجاد حكومت و نظام اسلامى.
آنچه كه نهضت ما را جهت مىداد و امروز هم بايد بدهد، دقيقاً همان چيزى است كه حسينبن على(عليهالسّلام) در راه آن قيام كرد. ما امروز، براى شهداى خود كه در جبهههاى گوناگون و در راه اين نظام و حفظ آن، به شهادت مىرسند، با معرفت عزادارى مىكنيم. آن شهيد و جوانى كه يا در جنگ تحميلى و يا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسيده، هيچ شبههيى براى مردم ما وجود ندارد كه اين شهيد، شهيد راه همين نظام است و براى نگهداشتن و محكم كردن ستونهاى همين نظام و انقلاب، به شهادت رسيده است؛ در حالى كه وضع شهداى امروز، با شهداى كربلا كه در تنهايى و غربت كامل قيام كردند و هيچكس آنها را به پيمودن اين راه تشويق نكرد، بلكه همهى مردم و بزرگان وجوه اسلام، آنها را منع مىكردند، متفاوت است. در عين حال، ايمان و عشقشان آنچنان لبريز بود كه رفتند و غريبانه و مظلومانه و تنها به شهادت رسيدند. وضع شهداى كربلا، با شهدايى كه تمام دستگاههاى تبليغى و مشوقهاى جامعه به آنها مىگويد برويد و آنها هم مىروند و به شهادت مىرسند، فرق دارد. البته اين شهيد، شهيد والامقامى است؛ اما او چيز ديگرى است.
از همهى برادران و خواهران تشكر مىكنم و به همهى شما، مخصوصاً به خانوادههاى معظم شهدا و جوانان و نوجوانانى كه يادگار عزيزترين و فداكارترين عناصر جامعه و كشور ما هستند، و همچنين به جانبازان عزيز و خانوادههاى آنها و به همهى قشرهايى كه در قبال مسايل كشور و انقلاب احساس مسؤوليت مىكنند، خوشآمد مىگويم.
در اين جلسه، تقريباً همه يا اغلب شما، جوانان پُرشور و اميدهاى امروز و آيندهى كشور و انقلاب هستيد؛ داراى احساسات و صاحب نقش و سهمى در آينده و حال كشوريد و در ميانتان كسانى هستند كه مىتوانند براى كشور و ملت خود، چهرهى آبرومند و مايهى آبرويى باشند. خوب است كه در اين جلسه، از پرتو نهضت حسينى و فداكارى حضرت ابىعبداللَّه(عليهالصّلوةوالسّلام) سخنى مطرح شود و ما اين درس را از آن حضرت بگيريم؛ مخصوصاً كه اين ايام، ايام آخر ماه صفر است و اين دو ماهى كه ماجراى عاشورا در آن تكرار مىشود، رو به پايان است.
در زيارتى از زيارتهاى امام حسين(عليهالسّلام) كه در روز اربعين خوانده مىشود، جملهيى بسيار پُرمعنا وجود دارد و آن، اين است: «و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك منالجهالة». فلسفهى فداكارى حسينبنعلى(عليهالسّلام ) در اين جمله گنجانده شده است. زاير به خداى متعال عرض مىكند كه اين بندهى تو - اين حسين تو - خون خود را نثار كرد، تا مردم را از جهالت نجات بدهد. «وحيرةالضّلالة»؛ مردم را از سرگردانى و حيرتى كه در گمراهى است، نجات بدهد. ببينيد، اين جمله چهقدر پُرمغز و داراى چه مفهوم مترقى و پيشرفتهيى است.
'بايد با چشم عاشقانه نگاه كرد تا فهميد حسين بن علي(ع) در اين تقريبا يك شب و نصف روز، يا حدود يك شبانه روز - از عصر تاسوعا تا عصر عاشورا - چه كرده و چه عظمتي آفريده است. لذاست كه در دنيا باقي مانده و تا ابد هم خواهد ماند'.
'همين معنويت و عرفان و توسل و محو در معشوق و نديدن خود در مقابل اراده ذات مقدس ربوبي است كه ماجراي عاشورا را هم اين طور با عظمت و پرشكوه و ماندگار كرده است'.
'ماجراي عاشوراي سيدالشهداء، حسين بن علي (ع)، مظهر مقاومت و به كارگيري اراده الهي و انساني و صف آرايي جنود رحمان در مقابل جنود شيطان بود'.
'خود ماجراي عاشورا هم يك ماجراي عرفاني است. جنگ است، كشتن و كشته شدن است، حماسه است، اما وقتي به بافت اصلي اين حادثه حماسي نگاه ميكنيد، ميبينيد كه عرفان هست، معنويت هست، تضرع و روح دعاي عرفه هست'.
'حماسه عاشورا، فصل فوقالعاده درخشاني است'.
'اساس دين با عاشورا پيوند خورده و به بركت عاشورا هم باقي مانده است'.
'پشتوانه حادثه عاشورا، معنويت است'.
'حادثه عاشورا - اين توفان ماندگار در تاريخ ... هميشه در مقاطع گوناگون تاريخي، هر جا درست سر بلند كرده، كاري كرده است، شبيه كاري كه در آن روز انجام داد. مثل انقلاب ما'.
'درس عاشورا، درس فداكاري و دينداري و شجاعت و مواسات و درس قيامالله و درس محبت و عشق است'.
'عاشورا مراسمي است كه در انسانها شور و تحرك و رويش و تفكر و انديشه به وجود ميآورد'.
'عاشورا يك مراسم خشك و خالي نيست، مراسمي است كه در آن فكر، برنامه، هدف، آگاهيبخشي و معرفت دهي هست'.
'احترام عاشوراي حسيني و محرم براي مردم ما يك فريضه و امر بزرگ و مهم به شمار ميرود'.
'شايد در طول تاريخ ما، بعد از واقعهي عاشورا كمتر حركتي و قيامي و حادثهي خونيني را بتوان پيدا كرد كه با داشتن آرمانها و هدفهاي انساني از حادثهي عاشورا سرمشق و الگو نگرفته باشد'.
'به خلاف همه حوادث كه در هنگام وقوعشان يك موجي ايجاد ميكنند، اما هر چه زمان ميگذرد اين موج ضعيفتر و هموارتر ميشود حادثهي عاشورا از زمان وقوع هر چه گذشته سال به سال و دوره به دوره موجش بيشتر، برجستهتر و همهگيرتر شده است'.
'ما انقلابمان را از بركات و از رشحات حادثهي عاشورا ميبينيم'.
'عاشورا يك حادثهي تاريخي صرف نبود، عاشورا يك فرهنگ، يك جريان مستمر و يك سرمشق دايمي براي امت اسلام بود'.
'عاشورا، تابلويي است كه در آن شعر بلند عشق را با خون نگاشتهاند و به تاريخ عرضه كردهاند تا در هر زمان عاشقان عارف، بيتي از آن را در جان خويش زمزمه كنند و سرمست و دست افشان پاي در ميدان بلا نهند و سر و دستار را نثار قدم يار سازند و هستي را به وجد آورند'.
'حادثهي عاشورا در طول تاريخ اسلام و تا آن جايي كه بنده اطلاع دارم در طول تاريخ بشريت استثنايي است'.
'ماجراي عاشورا، درس است، درس اقدام و نهراسيدن از خطرات و وارد شدن در ميدانهاي بزرگ'.
'ماجراي عاشورا، ماجراي فرامليتي و فراقرني عظيمي است'.
'بايد بگويم كه روح نهضت ما و جهتگيري كلي و پشتوانهي پيروزي آن، همين توجه به حضرت ابيعبدالله (عليهالصلاهوالسلام) و مسائل مربوط به عاشورا بود'.
'عاشورا را با استفاده ازبهترين زبانها، شيرينترين بيانها، تواناترين نويسندگان و خوشفكرترين عاشوراشناسها، معرفي كنيد'.
'همهي علماي دين، همهي مبلغان و همهي ذاكران، بايد مسالهي عاشورا و مصايب حسين بن علي (عليهالسلام) را به صورت يك مسالهي جدي و اصلي و به دور از شعار، مورد توجه قرار بدهيم'.
''هر چه زمان ميگذرد، احساس ميشود كه چهرهي بيزوال اين خورشيد منور - كه ميشود آن را به 'خورشيد شهادت'، 'خورشيد جهاد مظلومانه و غريبانه' تعبير كرد كه به وسيله حسين بن علي عليهالسلام و يارانش برافروخته شد- بيشتر آشكار ميگردد و بركات عاشورا بيشتر معلوم ميشود'.
'سه عنصر در حركت حضرت ابي عبدالله (عليهالسلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه'.
'صبر كردن، خيلي قدرت ميخواهد. همه صبر، در مقابل فشارها و مصايب جسماني نيست. صبر كردن در مقابل فشارهاي مصلحت طلبي و مصلحت جويي و رها نكردن راه بين و روشن و رشد، آن صبر عظيم و جميلي است كه امام حسين عليهالسلام انجام داد'.
'روشنفكران و آنهايي كه بيغرضند، وقتي به تاريخ اسلام بر ميخورند و ماجراي امام حسين (ع) را ميبينند، احساس خضوع ميكنند'.
'تاريخ بشريت، هنوز از خون به ناحق ريخته سرور شهيدان تاريخ، حضرت ابي عبدالله الحسين عليه الصلاه والسلام بهره ميبرد. چون كساني كه وارث آن خون بودند، مدبرانهترين و شيواترين روشها را براي زنده نگهداشتن اين خون به كار بردند'.
'شخصيت درخشان و بزرگوار امام حسين عليهالسلام دو وجهه دارد: يك وجهه، همان وجهه جهاد و شهادت و توفاني است كه در تاريخ به راه انداخته ... يك بعد ديگر، بعد معنوي و عرفاني است'.
'هر كس بايد به وظيفهاش عمل كند. امام حسين عليهالسلام هم به وظيفهاش عمل كرده است و ميبينيد همه دنيا، تا آخر زير بار منت امام حسين عليهالسلام است'.
'نام امام حسين عليهالسلام را خدا بزرگ كرده است و حادثه كربلا را در تاريخ نگه داشته است'.
'امام حسين(عليهالسلام)، فدا شد تا حق بماند'.
'امام حسين (ع) اگر چه با يزيد مبارزه ميكند، اما مبارزه گسترده تاريخي وي با يزيد كوتهعمر بيارزش نيست، بلكه با جهل و پستي و گمراهي و زبوني و ذلت انسان است'.
'امام حسين(ع) در واقع به مثابه آن ميخ عظيمي شد كه اين خيمه توفان زده را با خون خود نگهداشت. اين، نه تنها بزرگترين حماسه تاريخ اسلام، بلكه بزرگترين حماسه تاريخ است. اين را بايد حفظ كرد و زنده نگهداشت و بايد هميشه از آن به عنوان يك امر گرهگشا در تاريخ مسلمين استفاده شود'.
'حسين بن علي عليهالسلام مظهر عزت راستين و نمودار كامل افتخار حقيقي است'.
'جوشش معنوي او - امام حسين(ع)-، تاريخ را هدايت ميكند'.
'صبر امام حسين عليهالصلاهوالسلام، اسلام را در طول تاريخ تا امروز بيمه كرده است'.
'حضرت اباعبدالله عليهالسلام پيشواي مسلمين و فرزند پيامبر و شهيد بزرگ تاريخ بشر است'.
|